مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٨
خود را به مشقّت نیندازید، هرچه ممکن است ]شبخیزی کنید و نماز شب بخوانید.[ دو بار کلمه «فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ» آمده است. یک جا میفرماید فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْانِ، باز بعد از چند جمله در همین آیه میفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنْهُ. ظاهرآ اشاره به همین مطلب است که شما از این که خداوند میفرماید: «در مورد نماز شب و شبخیزی خود را به مشقت نیندازید» استفاده نکنید که بنابراین نخواندیم هم نخواندیم؛ نه، میگوییم این وقت وسیع ـ که مؤمنین حداقل را برای خودشان ثلث شب قرار داده بودند ـ ضرورت ندارد ولی نه اینکه هیچ نخوانید، هر مقدار که برایتان ممکن است بیدار شوید و بپاخیزید و این عمل بسیار نیک را انجام بدهید. فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنْهُ هر مقداری که ممکن است از قرآن بخوانید. عرض کردیم که بعضی از مفسرین میگویند مقصود از «فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْانِ» این است که هرمقدار نماز میتوانید بخوانید بخوانید، چون از اجزای عمده نماز قرائت است. بعضی دیگر از مفسرین گفتهاند که چنین نیست، چون خود نماز خواندنِ در سحر جزء عبادات و جزء سنتهاست ]بلکه مقصود، قرآن خواندن مستقل از نماز شب است.[
سنت متروک تلاوت قرآن
یکی از سنتهای متروک در میان ما ـ خصوصآ از وقتی که نظام جدید تحصیل آمده است ـ تلاوت قرآن مجید است. ما در گذشته باسواد کمتر داشتیم، در عین حال که باسواد از امروز کمتر داشتیم ولی قرآنخوان از امروز بیشتر داشتیم چون باسوادهای ما صدی نود و پنج ـ اگر نگوییم صدی نود و نهتایشان ـ با اینکه باسوادند و بسا هست یکی دو زبان خارجی را هم میدانند و یک کتاب انگلیسی را اگر به او بدهی مثل بلبل میخواند ولی قرآن خواندن را بلد نیست؛ در صورتی که خود قرآن خواندن از مستحبات و از عبادات بسیار اکید و اصیل و مؤثر در نفس انسان است. نه تنها خواندن، بلکه خواندنی که در حدی توأم با دانستن باشد. در آیات اول یا اَیهَا الْمُزَّمِّلُ هر دوتا بود، یعنی وقتی که فرمود: قُمِ اللَّیلَ اِلّا قَلیلا. نِصْفَهُ اَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلا. اَوْ زِدْ عَلَیهِ، بعد فرمود: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلا. قرآن را بخوان، به شکل ترتیل هم بخوان؛ به بیان واضح، نه خیلی تند و سریع و نه خیلی کند و کلماتْ از یکدیگر گسسته؛ در حالتی قرآن را بخوان که گویی داری خودت به خودت تلقین میکنی.
اقبال لاهوری میگوید پدرم یک جمله به من گفت که این جمله روح من را دگرگون کرد. روزی من در اتاقم داشتم قرآن میخواندم، پدرم آمد از جلو اتاق رد بشود، به من گفت: محمد! قرآن را آنچنان بخوان که گویی بر تو نازل شده است. میگوید این جمله خیلی در من اثر گذاشت.