مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٧٤
پاهایشان چنان در همدیگر پیچیده که آدم وقتی که نگاه میکند نمیفهمد این پا مال این است یا مال آن. این از این طرف فشار میآورد میخواهد آن را خاک کند، او از آن طرف فشار میآورد میخواهد این را خاک کند.
بدترین حالات انسان (البته انسان غیرمؤمن، انسان غیرصالح) آن وقتی است که یک نوع کشتیگیری و یک نوع تلازم و تهاجم میان شدتهای ناشی از جدا شدنِ از دنیا و شدتهای ناشی از اقبال آخرت برای او پیدا میشود. خیلی عجیب است: از یک طرف نگاه میکند یک آیندهای برای خودش ]میبیند[ هول المطَّلَع، آیندهای که خود آن آینده برای او یک فشاری دارد الی ماشاءالله. از طرف دیگر خودِ جدا شدن از اموری که میخواهد از آنها جدا بشود باز یک شدائدی دارد به جای خود. قبل از این حالت که احساس میکند میخواهد برود همین شدائدِ جدا شدن است. بعد که مُرد، شدائد آن دنیاست. یک حالتی انسان دارد که آن را «حالت معاینه» مینامند و میگویند حالتی است که انسان بین دنیا و آخرت است، یک پایش به این طرف است یک پایش به آن طرف. اینجاست که دو حالتِ سختیهای جدا شدن از اینجا و سختیهای رو آوردن آنجا ایندو به همدیگر پیچیدهاند و در یکدیگر ادغام شدهاند: وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ.
اِلی رَبِّک یوْمَئِذٍ الْمَساقُ. مطلب چیست؟ میفرماید مطلب سوق دادن و بردن به نزد پروردگار است، یعنی یک کار اختیاری نیست. مطلب این است که حساب حساب کشتیگیری نیست حساب دیگری است، یک مسیر قطعی است برای همه مردم و آن رانده شدن به پیشگاه پروردگار ]است[ و آن است که باید محقَّق بشود.
در زمینههای مربوط به حالت احتضار یعنی همان حالت جان دادن و مردن، گذشته از آیاتی که عرض کردیم و خود آیات حکایت میکرد، روایاتی که غیرقابل انکار است یکی و دوتا و پنج تا نیست که آدم بگوید خوب، حالا حدیث است، یقینی که نیست، از کجا که چنین است. حدیـث، یکی و دوتا و پنج تا باشد قابل انکار است، صدتا و دویست تا که دیگر قابل انکار نیست. شاید ما پانصد حدیث در این زمینه از ائمه مختلف داریم و دیگر شک باقی نمیماند که این گفتارِ خود آنهاست و نمیشود احتمال داد که سخنی باشد که بعدها به نام آنها گفته شده است. جای شک برای انسان باقی نمیماند.
سخن علی (ع) درباره «حالت معاینه»
امیرالمؤمنین میفرمایند: آن حالت معاینه که میرسد، چند چیز برای انسان تمثل پیدا میکند، یعنی صورت مثالی شان برایش حاضر میشود نه صورت عینیشان. مال یک صورت مثالی پیدا میکند که میآید با انسان حرف میزند. اولاد هم صورت مثالی پیدا میکنند، میآیند با انسان حرف