مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٢٢
یوْمَ نَقولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلاَْتِ وَ تَقولُ هَلْ مِنْ مَزیدٍ[١] به جهنم میگوییم: پرشدی؟ میگوید: هنوز هم هست؟ بدهید. در این راهها انسان این جور میشود؛ خودش تبدیل میشود به یک جهنم. اینها غذاست چون انسان میخورد، شبه غذاست چون در انسان سیری ایجاد نمیکند، هر چه میخورد انگار چیزی نخورده، بلکه گرسنهتر میشود و رنج بیشتری نصیبش میشود.
لهذا میفرماید: برای اینها در آن جا هم طعامی نیست مگر از ضریع. ضرع و مضارع و مانند اینها به معنی «مشابه» است. ضریع در اینجا یعنی چیزی شبه غذا. در عربستان یک نوع خار بوده است که تلخ و بد بو بوده که حیوان اگر از اینها میخورد هیچ تغذیه نمیکرد، به آن میگفتند ضریع، یعنی چیزی که شباهت به گیاه دارد ولی خاصیت گیاه را ندارد. آنچه که در آن دنیا هست چون در این دنیا اسم و لغت ندارد، قهرا یک لغتی که شبیه و نظیر آن باشد میآورند. آنها هم غذا و طعامی ندارند مگر از چیزی که شبیه غذاست، هم خوردنی است هم سیرنکردنی، چون بعد میفرماید : لایسْمِنُ وَ لا یغْنی مِنْ جوعٍ تا آخر دنیا هم که از آن غذا بخوری نه یک ذره چاقت میکند و نه یک ذره گرسنگیات را رفع میکند. اینها برخی چهرههاست.
٢. گروه سُعَدا
ولی چهرههای دیگری نقطه مقابل اینهاست: وُجوهٌ یوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ و چهرههایی در این روز ناعم و نعمتزاست، نعمت و اِنعام و رحمت از این چهرهها میبارد. آن چهرهها هر مقدار سرشکسته و ناراضی و پشیمان بودند، این چهرهها برعکس، راضی و خشنودند، لِسَعْیها راضِیةٌ ولی به چه علت راضی است؟ این رضایت از کجا پیدا شده؟ آیا قرعه به نامش اصابت کرده؟ نه، آنجا قرعهکشی نیست. آیا همین جور بیحساب، یک مرغ روی سرشان پرواز کرده، گفتهاند روی سر هر کس نشست ]او غرق در نعمت میشود و[ تصادفا روی سر این نشست؟ نه، این حرفها نیست، بلکه لِسَعْیها به دلیل مساعی، به دلیل اعمال، به دلیل کوششهایی که در دنیا کرده است (وَ اَنْ لَیسَ لِلاِْنْسانِ اِلّا ما سَعی[٢] ) اینجا راضی و خشنود است، بر عکسِ آن گروه اول که عامِلَةٌ ناصِبَةٌ بود.
درباره اینها تعبیر «سعی» کرده، درباره آنها تعبیر «عمل». ولی آنجا میگوید: عمل ناصب، عملهای خستگیآور و رنجآور. او هم عمل کرده ولی از عملش جز رنج نصیبش نشده، این عمل کرده ولی از عمل خودش رضا و خشنودی نصیبش شده است. به اعمال خودش که نگاه میکند راضی و خشنود است که ما وقت خودمان را تلف نکردیم، عمر خودمان را بیهوده صرف نکردیم.
[١] . ق / ٣٠.
[٢] . نجم / ٣٩.