مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧٧
است. اگر «فلاح» رستگاری و موفقیت و رهایی است «خیبه» شکست خوردن و درماندن است. کسی که به خیال خودش کاری میکند برای نجات و رهایی اما نتیجه معکوس میگیرد، به او میگویند «خائب» و «خاسر».
معنی «دَسّی»
اما کلمه «دَسّیها»؛ این کلمه هم جالب است. کلمه «دَسّی» از «دَسَّ» است. «دَسَّ» را وقتی به باب تفعیل ببرند «دَسَّسَ» میشود. ولی در زبان عربی یک قاعده استثنایی هست و آن این است که کلماتی که دو حرف آخر آنها عین یکدیگرند وقتی آنها را به باب اِفْعال یا تفعیل ببرند، چون سنگین میشوند یکی از آن دو حرف را تبدیل به «یاء» میکنند. مثلا «اَمْلَلَ» را «اَمْلَی» و «دَسَّسَ» را «دَسَّی» میکنند. بعد در مواردی که این «یاء» متحرک باشد و ماقبلش مفتوح، طبق قاعده تبدیل به «الف» میشود. مثلا «اَمْلَی» تبدیل به «اَمْلی» و «دَسَّی» تبدیل به «دَسّی» میشود. پس کلمه «دَسّیها» در اصل و ریشه زبان عربی «دَسَّسَها» بوده و تدریجا برای اینکه از ثقلش بیفتد تبدیل به «دَسّیها» شده.
حال «دَسَّ» و «تدسیس» به چه معناست؟ این تعبیر هم در مسئله تهذیب و اصلاح نفس خیلی جالب و پرمعناست. «دَسّ» به معنای داخل کردن یک جنس قلابی در یک جنس اصلی است به طوری که فهمیده نشود و مخفی باشد. فرض کنید کسی یک گندم ]غیر مرغوب[ را با گندم خوب کرمانشاهی به طوری مخلوط کند که کسی نفهمد. به این کار میگویند «دَسّ». این تعبیر در مورد نوشتهها هم به کار میرود. اگر یک نوشته اصلی و حقیقی وجود داشته باشد که متعلق به مؤلفی عالم و دانشمند یا متعلق به امام یا پیغمبر باشد و کلام دیگری را به گونهای در لابلای آن مخلوط کنند که هر کس آن را بخواند خیال کند همه آن متعلق به مؤلف اصلی است ]به این کار «دَسّ» میگویند.[ این مطلب در کتابها زیاد است، حال به علتها و دلیلهای مختلف.
مثالی از دسّ در روایات منقول از پیامبر اکرم
پیغمبر فرمود: لا سَبَقَ إلّا فی حافِرٍ أوْ نَصْلٍ أوْ خُفٍّ[١] . در سه چیز مسابقه و گروبندی درست است و در غیر آن نه؛ اسب دوانی، تیراندازی و شتردوانی. یکی از خلفا کفتربازی میکرد و به مسابقه میگذاشت[٢] . در مجلسی در حضور خلیفه صحبت شد که در چه کارهایی گروبندی جایز است.
[١] . وسائل الشیعه، ج ١٩ / ص ٢٥٣.
[٢] . یزید میمون باز بود. الاغ مخصوصی داشت كه خیلی خوب میدوید. میمونی را هم تربیت كرده بود و به اوالاغ دوانی یاد داده بود. آنوقت بین این میمون و افرادی مسابقه الاغ دوانی برگزار میكرد و خیلی هم اصرارداشت كه میمون ببرد. قهرا آن افراد هم ملاحظه میكردند تا میمون عزیز خلیفه ببرد.