مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٥
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٥٥
خودش میداند که ما این حرف را از صدق دل میگوییم. اگر برای من مقدور میبود و اگر من میبودم، از صدق دل میگویم که مانند اینها جانبازی میکردم. یا لَیتَنی کنْتُ مَعَک فَاَفوزَ فَوْزآ عَظیمآ[١] . ما این جمله را به لفظ میگوییم، اما از لفظ تا حقیقت هزار فرسنگ است.
جناب جابر چنین شهادتی داد و چنین زیارت سوزناکی به همراه عطیه کرد، زیارتی که موفق شد به صورت رسمی یعنی با همه آدابش انجام بدهد؛ غسل کند، جامه نو و پاکیزه به تن کند و بدن خودش را خوشبو کند و بیاید زیارت جانسوزی بکند. اما من برای اباعبدالله زیارت دیگری سراغ دارم که مانند زیارت جابر، رسمی و همراه با آداب نیست، چون شرایط فراهم نبود؛ زائر نه قبلا غسل زیارت کرده بود و نه جامه تازه پوشیده بود و نه بدن خودش را به سُعْد[٢] خوشبو کرده بود، اما قطعا از زیارت جابر جانسوزتر است و آن، زیارت خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها در روز یازدهم محرم است. وَ قُلْنَ بِحَقِّ اللهِ اِلّا ما مَرَرْتُمْ بِنا عَلی مَصْرَعِ الْحُسَینِ[٣] . وقتی که اسرا را سوار بر آن شترهای بی جهاز کردند و خواستند به طرف کوفه حرکت بدهند، خودشان آنها را قسم دادند به حق خدا و گفتند حالا که میخواهید ما را ببرید، پس ما را از قتلگاه ابا عبدالله عبور بدهید. این تقاضا اجابت شد. تا اسرا را آوردند از کنار اجساد شهدا عبور بدهند بیاختیار خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند. زینب سلام الله علیها با اینکه یک پسر شهید دارد اما از پسر خودش یاد نمیکند، رفت بدن مقدس ابا عبدالله را پیدا کرد. فَوَجَدَتْهُ جُثَّةً بِلا رَأْسٍ عارٍ عَنِ اللِّباسِ. و لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.
باسمک العظیم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأکرم یا الله...
اللّهم اقضِ حوائجَنا. و اکفِ مهمّاتِنا. و اشفِ مرضانا. و عاف اَحیانا. و ارحم مَوْتانا. و اَدِّ دیونَنا. و وسِّع فی ارزاقنا. و اجعل عاقبَة اُمورِنا خیرآ. و وفّقنا لما تحبّ و ترضی.
[١] . بحار الانوار ج ٩٨ / ص ١٨٤.
[٢] . [گیاهی است كه در جاهای مرطوب میروید و به آن در فارسی مُشك زمین یا مُشك زیر زمین میگویند :فرهنگ فارسی عمید ج ٢ / ص ١٢٠٦.]
[٣] . لهوف، المسلك الثانی، و بحار الانوار ج ٤٥ / ص ٥٧ .