مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٤٠
پاسخ به کفار زمان پیامبر (ص)
همین که این داستان به آخر میرسد، دومرتبه برمیگردد به اصل محاجّه پیغمبر با کفار زمان خودش که منکر قیامت بودند: ءَ اَنْتُمْ اَشَدُّ خَلْقآ اَمِ السَّماءُ بَنیها.مرتب روی «ما» تکیه میکنند: ما اگر بمیریم مگر دومرتبه زنده میشویم؟ یقولونَ ءَاِنّا لَـمَرْدودونَ فِی الْحافِرَةِ. ءَاِذا کنّا عِظامآ نَخِرَةً. آیا ما بعد از آنکه استخوانهای پوسیده شدیم از نو ساخته میشویم؟ خیلی مهم است که ما دومرتبه خلق و ساخته شویم! قرآن میگوید: جلو چشمتان این آسمانِ به این عظمت، این خلقتِ به این عظمت را ببینید، دیگر این حرفهای مهمل را نزنید. آیا کار خلقت شما شدیدتر و سختتر و دشوارتر است(دشواری با مقیاس فکر بشر) یا این سماء و آسمان، این عالم عِلوی که خدای متعال ساخته است؟ رَفَعَ سَمْکها فَسَوّیها. سقف آسمان را سقف بلندی ساخت، یعنی این عالم میتوانست به این شکل نباشد که امروز هست. اگر به این شکل نبود دیگر انسانی نبود، شب و روزی نبود؛ یعنی اگر تمام فضای بین ما و این ستارگان را یک ماده غلیظی نظیر خاک پرکرده بود، دیگر جانداری نبود. رَفَعَ سَمْکها سقفِ این ساختمان را این اندازه رفیع کرد فَسَوّیها آن را بیاراست، تسویه کرد، یعنی هر چیزی را به اندازه لازم قرار داد و لهذا این نظام عالم به این گونه برپاست.
وَ اَغْطَشَ لَیلَها وَ اَخْرَجَ ضُحیها. نظام شب و روز قرار داد، تاریک کرد شبش را و بیرون آورد روزش را، یعنی اوضاع عالم را طوری کرد که گاهی روز است و گاهی شب، و اگر این روز و شب نبود جاندار و حیاتی نبود، و این کار خداوند متعال دلیل بر حکیم بودن و قادر بودن خالق عالم است.
وَ الاَْرْضَ بَعْدَ ذلِک دَحیها. بعد از این؛ آیا مقصود این است که در زمان بعد از این؟ یا «بعد از این» یعنی علاوه بر این؟ چون در آیات قرآن، جای دیگر هم ما داریم که وقتی میگوییم بعد از آن، یعنی علاوه بر آن، مثل: عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِک زَنیمٍ[١] . نه این است که اول عتلّ است در زمان بعد زنیم، بلکه عتلّ است و بعلاوه زنیم است. وَ الاَْرْضَ بَعْدَ ذلِک دَحیها. و بعد از این مطلب، یعنی علاوه بر این، زمین را دَحْو کرد. مقصود از دحو زمین که به «دحوالارض» معروف است چیست؟ معروف همین است که «زمین را دحو کرد» یعنی زمین را منبسط و پهن قرار داد، یعنی به شکلی قرار داد که بشر بتواند بر روی آن زندگی کند، چون زمین نسبت به ما حالت یک جسم مسطح را دارد، اگر قسمتهای مختلف این زمین همه مثل کوهستانها میبود، دیگر برای انسان امکان زندگی نبود. کلمه «دحو» یک معنی دیگر هم دارد و آن معنی غلتیدن و غلتاندن است که چیزی را بغلتانند. عرب به آن چوب بزرگی که با آن توپ را به حرکت درمیآورند یا آن چوب کوچک را میزنند و پرتاب
[١] . قلم / ١٣.