مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٣ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠٣
اجتماعی بسیار عظیم به وجود میآید.
آسانی، نتیجه ایمان و اعطاء و تقوا
این است که قرآن بعد از اینکه از پراکندگی نیروها سخن میگوید، مسئله ایمان و آنچه را که از لوازم ایمان است (یعنی اعطاء و تقوا) به میان میآورد و میفرماید: فَأمّا مَنْ أعْطی اما آن که ببخشد و اعطاء کند. اعطاء در مقابل بخل است. بعضی خیال میکنند برای اینکه وجود خودشان را کامل کنند و بزرگ شوند باید مرتبا جمع کنند و به اصطلاح نَمی ]پس ندهند،[ در صورتی که نظام عالم برعکس است؛ در نظام عالم هرچه شما بخشندهتر باشید بهتر فیض میگیرید. فَأمّا مَنْ أعْطی آن که اعطاء کند. نمیگوید چه چیزی اعطاء کند؛ یعنی اعطای مال کند در جای خود، اعطای علم کند در جای خود، اعطای کمکهای بدنی کند در جای خود. لذا متعلَّق ذکر نکرده و مقصود مطلقِ اعطاء است.
وَ اتَّقی عظمت الهی را هم همیشه در نظر بگیرد، تقوای الهی داشته باشد. وَ صَدَّقَ بِالْ حُسْنی و به نیکوترین اندیشهها ایمان داشته باشد. فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری چنین کسی، کارش را روی غلتک میاندازیم و آماده میکنیم او را برای آسانترین طریقها. پیغمبر فرموده: هر کسی که تمام همتهایش منحصر بشود به یکی، خدا سایر همومش را هم درست میکند[١] .
سختی، نتیجه بخل و احساس بینیازی از خدا و بیایمانی
وَ أمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی اما آن کسی که برعکس، مرتبا به خود بگیر و به خود بکش است از اینکه فیضی از او به دیگری برسد. باز هم قرآن نمیگوید چه جور فیضی؛ مقصود هر فیضی است. بعضی در مال بخیلاند. خیلی از مردم این جورند. بعضی در علم بخیلاند؛ یعنی یک چیزی را میداند و اگر یک نادان از او بپرسد نمیخواهد بگوید، برای اینکه مبادا او هم مثل من بشود. بخل علم هم مثل بخل مال است، اگر بدتر نباشد. میگویند یکی از علل اینکه ]در گذشته[ پیشرفت علم مشرقزمین کم بود این است که در مشرقزمین خیلی از مردم در علم بخل میورزیدند؛ یعنی اگر کسی چیزی را کشف میکرد به دیگران نمیگفت. کسانی بخیل و ممسک هستند که خودشان را بینیاز از خدا بدانند و ایمان نداشته باشند. آدمی که به خدای جواد بخشنده ایمان داشته باشد، آنچه را که دارد ـ که چیزی نیست و کم است ـ میبخشد و خدا از دریای رحمتش به او میبخشد. لذا پیغمبراکرم فرمود: مَنْ لایرْحَمْ لایرْحَمْ[٢] آن که به دیگران رحمت و فیض نداشته باشد فیض
[١] . مكارم الاخلاق، ص ٤٦٩.
[٢] . وسائلالشیعه، ج ٣ / ص ٢٨٢.