مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٥ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٩٥
مزخرف است.
٣. اعتقادات صحیح
عمل، بعد تقوا و بعد: وَ صَدَّقَ بِالْ حُسْنی تصدیق کند به نیکوترین. این تصدیق و اعتقاد، امری فطری و عقلی است. «به نیکوترین» یعنی چه؟ یعنی به نیکوترین راهها، به نیکوترین پاداشها، به آن نیکوترینی که مستلزم اعتقاد به خدا و اعتقاد به معاد و اعتقاد به نبوت است، مخصوصا اگر مقصود از این «بالحسنی» نیکوترین وعدهها که مسئله قیامت است باشد؛ چون ایمان به معاد مستلزم ایمان به مبدأ و ایمان به نبوت و ایمان به خیلی چیزهای دیگر است.
حال هر کسی که این سه خصلت را داشت، یعنی در عمل معطی بود نه بخیل، در خلق و خوی باتقوا بود نه فاسد، و در فکر تصدیق داشت «ماجاء به النبی» را، تصدیق داشت دین را، خدا را، پیغمبر را، امام را، معاد را، فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری ما به دنبال این و در نتیجه این، او را میسر میکنیم برای آسانترین. «میسر میکنیم او را» یعنی او را آماده چنین کاری میسازیم. «آماده میسازیم» همان است که عرض کردم که انسان در اثر اینکه عملی را انجام میدهد، منطبق بر همان عمل و آماده برای آن کار میشود. آن کسی که راه حق را در پیش میگیرد، در او ملکه تقوا پیدا میشود و وقتی ملکه تقوا و عدالت پیدا شد آن کاری که برای دیگران سختترین کارهاست برای او خیلی آسان است؛ چون روحش آماده چنین کاری شده است. خودِ کار که همیشه آسان است، چون پیغمبراکرم فرمود: «من مبعوث شدم بر شریعت سمحه سهله»[١] ولی او هم برای این شریعت سمحه سهله آماده میشود.
وَ أمّا مَنْ بَخِلَ کسی که در نقطه مقابل، بخل بورزد و هرچه هست را برای خودش جمع کند. همان طور که معطی بودن منشأ همه فضائل است، بخل (یعنی خودبینی) ]منشأ همه رذائل است.[ معطی بودن ناشی از این است که انسان خودبین و خودخواه و خودپرست نباشد، و بخیل بودن از خودپرستی و خودخواهی است. شخص بخیل همه چیز را برای خودش میخواهد و میخواهد همه چیز را وسیله برای خودش قرار بدهد.
وَ اسْتَغْنی. «استغنی» را اینجا بعضی از مفسرین این گونه معنی کردهاند: «طلب کند غنا را» و درست هم معنی کردهاند. این نقطه مقابل تقواست. در دنیا چه میخواهد؟ میخواهد پول هرچه بیشتر جمع کند. چیزی را که رعایت نمیکند حدود است، حقوق است، تقواست، پاکی است، که حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کلِّ خَطیئَةٍ[٢] پولپرستی مادر و سرِ هر گناه دیگری است.
[١] . كافی، ج ٥ / ص :٤٩٤ لَمْ یرْسِلْنِی اللهُ بِالرَّهْبانِیةِ وَ لكِنْ بَعَثَنی بِالْحَنیفِیةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ.
[٢] . كافی، ج ٢ / ص ١٣٠.