مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٤ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٢٤
دارد.
معمولا مفسرین، اینجا همین معنی را ذکر کرده و گفتهاند: خدا به پیغمبراکرم منت میگذارد و این نعمت را یادآوری میکند که آیا ما این ابزار کار را، این حوصله خیلی فراوان را و خلاصه این سعه صدر و ظرفیت بسیار بزرگ روحی را به تو ندادیم؟! یعنی دادیم. ولی به نظر میرسد که کلمه «شرح صدر» با کلمه «سعه صدر» مقداری متفاوت است. در هر جا که شرح صدر باشد نوعی سعه صدر هست، اما اسم هر سعه صدری را نمیشود شرح صدر گذاشت. قرآن میتوانست بگوید : ألَمْ نَسَعْ لَک صَدْرَک. ولی فرموده: ألَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک. شرح یعنی چه؟
معنایی که الان برای «شرح» رایج است این است که مثلا کسی کتابی یا متنی مینویسد خیلی خلاصه و زبده، به طوری که هر کسی نمیتواند تمام جزئیات مقصود و منظور نویسنده را متوجه شود، بعد کس دیگری پیدا میشود و این کتاب یا متن را شرح میکند؛ یعنی مثل اینکه آن را از هم باز میکند. بعد شما میبینید این شخص از یک سطر آن متن یک صفحه مطلب در میآورد. افرادی که خیلی عمیق هستند میتوانند چنین کتابهایی را شرح کنند. خواجه نصیرالدین طوسی کتابی نوشته است به نام تجرید الاعتقاد. این کتاب در علم کلام است. اصل کتاب دو قسمت است : تجرید المنطق و تجرید الاعتقاد. خواجه که مردی است که از یک طرف مسلط به نظریات متکلمین و فلاسفه است و همه این نظریات دقیقا توی مشت اوست، و از طرف دیگر خودش هم صاحبنظر است، در این کتاب تقریبا میشود گفت که امهات مسائل کلامی و فلسفی را با عبارتهای مختصر و کوتاهی بیان کرده است. بعدا علامه حلّی که شاگرد خواجه است و مثل خود خواجه نابغه است[١] این کتاب را شرح کرد و اسم شرحش را گذاشت: کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. البته این شرح خیلی مفصل نیست ولی برای اولین بار مقاصد این کتاب را روشن کرد.
کتاب تجرید الاعتقاد از کتابهایی است که از زمانی که تألیف شده تا الان که شش هفت قرن میگذرد مخصوصا تا سه چهار قرن آن یعنی تا قبل از دوره میرداماد و ملاصدرا که بیشتر افکار خواجه و امثال او مطرح بود، آنقدر بر آن شرح و حاشیه و شرحِ شرح و حاشیه بر حاشیه و باز حاشیه بر حاشیه بر حاشیه نوشتهاند که کمتر کتابی در دنیای اسلام وجود دارد که این همه موضوع جنجال شده باشد؛ یعنی هر عالمی که آمده، در اطراف مسائل این کتاب بحث کرده و شاید بیشتر از صد نفر این کتاب را شرح یا شرح شرح کردهاند یا بر آن حاشیه یا حاشیه بر حاشیه نوشتهاند. آنهایی که بعد آمدهاند گفتهاند اگر این بچه عرب[٢] (مقصود علامه حلّی است) برای اولین بار این
[١] . البته خواجه بیشتر فیلسوف و ریاضیدان است، ولی علامه حلّی بیشتر فقیه است و در عین حال جامع علومدیگر هم هست.
[٢] . علامه حلّی عرب است و خواجه ایرانی.