مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٥ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٢٥
کتاب را برای ما شرح نمیکرد هیچ کس نمیفهمید که این شتر به کجا میخواهد برود[١] .
یا مثلا گاهی یک شعر یک کتاب شرح میخواهد. البته هر شاعری نمیتواند یک شعر بگوید که یک کتاب مطلب باشد، ولی هستند افرادی که یک شعر میگویند که یک کتاب مطلب باشد، مثل مولوی یا حافظ. اینها مردان بسیار عالم و مسلط بر معارف و بر فرهنگ زمان خودشان و مسلط بر سخن و بیان هستند. علمای بزرگ چقدر در اطراف یک بیت از ابیات حافظ یا مولوی رساله یا کتاب نوشتهاند تا مقصود آنها را شرح کنند[٢] ! به این میگویند «شرح». اصل شرح از نظر لغوی آن کاری است که قصاب میکند که یک تکه گوشت را چنان میشکافد و به پردههای نازک تبدیل میکند که اگر بخواهید آنها را پهن کنید شاید کف یک اتاق را بپوشاند. پس به باز کردن یک امر جمع شده میگویند شرح؛ منشرح کردن یعنی باز کردن.
مسئله شرح صدر یک امر روحی و روانی است. هیچ چیزی در عالم به اندازه روح انسان احتیاج به شرح ندارد.
أتَزْعَمُ أنَّک جِرْمٌ صَغیرٌ وَ فیک انْطَوَی الْعالَمُ الاْکبَرُ
هر کسی به حسب استعدادهای خودش یک دنیاست که ]در گوشهای [نشسته[٣] . اینکه آیه خطاب به پیغمبراکرم میگوید: «آیا ما باطن تو را شرح نکردیم؟» صرفا نمیخواهد بگوید ما باطن تو را توسعه دادیم. فرض کنید خانهای دویست متر است و شما صد متر دیگر به آن اضافه میکنید. در اینجا میگوییم: «این خانه را توسعه دادیم» ولی نمیگوییم شرح کردیم. هر جا که شرح باشد قهرا توسعه هم هست، ولی هر جا که توسعه باشد شرح نیست. در اینجا نمیخواهد بگوید همان طور که زمینی را توسعه میدهند ما ظرف روح تو را بزرگ کردیم، بلکه میگوید: ما این ظرف بسیار بزرگ را از یکدیگر باز کردیم، روح تو را باز کردیم، صفحات روی هم چیده شده این روح را برای تو باز کردیم. بنابراین هر سعه صدری شرح صدر نیست گو اینکه هر شرح صدری مستلزم سعه صدر هست.
[١] . سنیها هم این كتاب را شرح كردهاند و این كلام متعلق به آنهاست.
[٢] . مثلا این بیت :حیرت اندر حیرت آمد در قصصبیهشی خاصگان اندر اخصیا :عقل اول راند بر عقل دومماهی از سر گنده گردد نی ز دم
[٣] . [جهانی است بنشسته در گوشهای.]