مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٧٥
است.
حدیثی است از امیرالمؤمنین علی (ع)، که خیلی حدیث عجیبی است. میفرماید: ما لی اَرَی النّاسَ اِذا قُرِّبَ اِلَیهِمُ الطَّعامُ لَیلا تَکلَّفوا اِنارَةَ الْمَصابیحِ لِیبْصِروا ما یدْخِلونَ بُطونَهُمْ وَ لایهُمّونَ بِغِذاءِ النَّفْسِ بِأنْ ینیروا مَصابیحَ اَلْبابِهِمْ بِالْعِلْمِ لِیسْلَموا بِهِ لَواحِقَ الْجِهالَةِ وَ الذُّنوبِ فِی اعْتِقاداتِهِمْ وَ اَعْمالِهِمْ[١] . میفرماید: چرا مردم این گونهاند که اگر شب تاریکی باشد و آنها را بر سر یک سفره بنشانند، تا وقتی که چراغی روشن نکنند دست به این سفره نمیبرند، چطور مردم در غذای جسمانی دقیقاند (باید هم دقیق باشند) ولی در غذای روحانی دقیق نیستند؟!
اهتمام آخوند ملّا عباس تربتی نسبت به غذای روح مردی بود در خراسان به نام مرحوم حاجآقا آخوند ملّا عباس تربتی (پدر آقای راشد) که بسیار مرد باتقوا و فوقالعادهای بود و با مرحوم پدر ما خیلی دوست بودند. آقای راشد نقل میکرد که در سنه هجده که پدر ایشان به تهران آمده بود[٢] ، گاهی که به خیابان میرفتیم، ]اگر چیزی به ایشان نشان میدادند[ مثلا میگفتند: این خیابان را خراب کردهاند، اینجا چنین است، آنجا را ببینید... هرچه میگفتند، ایشان سرش را بلند نمیکرد و نگاه نمیکرد. گفتم: چرا نگاه نمیکنید؟ گفت: چون فایدهای به حال من ندارد. به همان اندازه که نگاه کنم توجهم جلب میشود و آن مطلب میآید در روح من و غذای روح من میشود. من باید حساب کنم که این غذای روحی برای من لازم است یا نه، مفید است یا مفید نیست؟
نقش تعلیم و تربیت در سرنوشت انسان
اینجاست که مسئله تعلیم و تربیت نقش فوقالعادهای پیدا میکند. انسان بچهاش را به مدرسه، زیر دست معلم میفرستد. در مدرسه تغذیه در حدّ اعلاست (چون بچه تجزیه و تحلیل ندارد، هرچه از معلم میشنود برای او وحی مُنزل است، بچه نمیتواند فکر کند که این مطلب ممکن است درست نباشد) در حالی که ما هیچ وقت آن طور که باید به این دستورالعمل قرآن که در این آیه آمده است ـ خصوصا با توجه به حدیثی که از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل کردیم ـ دقت و توجه نمیکنیم. گاهی انسان نمیداند که یک فکر، یک اندیشه، یک تلقین و یا یک جمله، سرنوشتش را بکلی تغییر میدهد، حال یا در جهت هدایت و راستی و یا در جهت کژی و کاستی.
[١] . شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج ٢٠ / ص ٢٦١.
[٢] . ایشان به قم هم آمده كه اتفاقا به حجره ما آمد.