مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٢٠
نیرو، جمع نیروها نیست.
این مطلب که معلوم شد، بیاییم سراغ خود عدد. این حسابها که آدم میگوید حالا چرا وقتی انتخاب میشود ١٩ انتخاب میشود و ٢٠ انتخاب نمیشود، در جایی که نیروها با یکدیگر جمع میشوند قابل بحث هست که آقا! تو که میخواهی نیروها را جمع کنی پس یک عدد به اصطلاح «کامل» را در نظر بگیر، حالا چرا نوزده تا؟ یا بگو پانزده تا یا بگو بیست تا. ولی در جایی که عدد هیچ نقشی ندارد بلکه واقعیت نقش دارد، دیگر این حسابها مطرح نیست؛ تابع این است که واقعیت چه باشد، یا به یک معنا نیاز عالم تکوین چه نیازی است.
این سؤال مثل این است که از ما بپرسند چرا حواس ظاهر انسان پنج تاست[١] و شش تا یا هفت تا نیست؟ این به اعتبار عدد نیست که چون به عدد ٥ علاقه بیشتری داشتهاند آمدهاند حواس را پنج تا کردهاند. یا اگر هفت تا میبود به این عدد علاقه خاصی داشتهاند. بلکه از باب این است که انسان در رابطهاش با عالم به این امور نیاز دارد. به عددِ نیازهایی که وجود دارد حواس داده میشود. آن، تابع نظام دیگری است. عدد در آنجا هیچ نقشی ندارد . لهذا در این گونه مسائل هیچ نمیشود عدد را دخالت داد: چرا عدد ستارگانی که به دور خورشید میچرخند این قدر است؟ در اینجا عدد خصوصیتی ندارد و این امر تابع عدد نیست، یعنی اگر عدد آنها فرض کنید هفت تا باشد، نه اینکه عدد ٧ تأثیری در این کار داشته است. یک مثال دیگر: فرض کنید بیایند جمعیت ما را در اینجا بشمارند. یک عددی در میآید، مثلاً[٥٦]. کسی میگوید چرا پنجاه و شش تا، چرا پنجاه و هفت تا نیست؟ میگوییم این عدد شدن، تابع یک سلسله علل دیگر است. آنچه که در اینجا نقش ندارد اصالت خود عدد است.
آیا عدد در کار عالم یا انسان نقش دارد؟
البته بحثی مطرح است که آیا هست در جایی که عدد در کار عالم یا در کار انسان نقش داشته باشد؟آیا ما داریم چنین چیزی که خود عدد در کار عالم به طور کلی یا در کار انسان در مواردی نقش داشته باشد؟ بودهاند در دنیا ـ و شاید حالا دیگر نباشندـ فیلسوفانی که برای عدد به طور کلی، در کل نظام هستی نقش قائل بودهاند. در تاریخ فلسفه، قدیمی ترین فردی که اسمش برده میشود (حتماً قبل از او هم بوده است)که عالم را بر اساس عدد توجیه میکرده است فیلسوفی است یونانی که اصلاً مصری است و از فلاسفه دوره قدیمِ قبل از سقراط شمرده میشود به نام فیثاغورس. او اساساً هستی را بر اساس عدد تفسیر و توجیه میکند. البته یک حکیم الهی و عارف
[١] .امروز آمدهاند همینها را به بیش از پنج تا تجزیه كردهاند.