مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٧ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٥٧
الْوُرودِ عَلَیها وَ الْوُقوفِ عِنْدَها[١] در جلوی شما گردنهای سخت و منزلهایی خوفناک و هولناک است. خلاصه اگر انسان در دنیا این عقبه را خوب طی کند آنجا برایش راحت و آسان میشود و اگر نه، نه.
مقصود از «عقبه»
حال این گردنه چیست؟ آیا واقعا گردنهای است که کسی بگوید: «ما قاطری اجاره میکنیم تا به راحتی از این گردنه عبور کنیم»؟ نه، این گردنه از نوع عمل است. این گردنه چیست؟ فَک رَقَبَةٍ. انسانی را آزاد کردن. اینجا تعبیر به «عِتق» نکرده، بلکه تعبیر به «فک» کرده. وقتی چیزی به چیزی چسبیده باشد و بخواهند آن را بکنند و جدا کنند، به این میگویند «فک». مثلا «فک رهن» در جایی میگویند که کسی مالی را نزد کسی گرو گذاشته باشد. این مال در دست مرتهِن است. بعد برای اینکه این مال را به ملک خودش رهایی ببخشد، آنچه به عنوان رهن گرفته پس میدهد و میگوید: این مال را فک رهن کردم؛ یعنی مثلا این خانه را که در گرو مرتهن بود آزاد کردم. قرآن وقتی این عقبهای را که انسان باید طی کند بیان میکند اولین چیزی که ذکر میکند این است: رها ساختن یک انسان، آزاد کردن گردن یک انسان.
مقصود از فک رقبه
مفسرین در مورد آزاد کردن گردن یک انسان توضیحاتی دارند. یکی از مصادیق مسلّمش همان آزاد کردن برده است که قرآن فوقالعاده به آن عنایت دارد. بارها گفتهایم که در اسلام بردگی حکم یک دالان تربیتی را دارد. بردگی در اسلام جزء مقولات اقتصادی نیست، بلکه جزء مقولات آموزشی و پرورشی است؛ یعنی کسی که در میدان جنگ اسیر میشود و به زور وارد اسلام میشود مدتی تحت آموزش و پرورش اجباری قرار میگیرد، ولی بعد که آموخت، قرآن میگوید آزادش کنید. بنابراین اولین گردنه، آزاد کردن این بردههاست.
ولی در اسلام بندگی اختصاص به این نوع خاص ندارد، بلکه در قرآن از دو نوع بندگی دیگر هم یاد شده است. در اینجا که تعبیر «فک رقبة» به کار رفته نه تعبیر «عتق»، شاید از این جهت باشد که آن دو نوع دیگر را نیز شامل شود. نوع اول: قرآن هر نوع اسارت یک انسان را در دست انسان دیگر ولو به شکل بندگی رایج نباشد، تعبید و بندگی مینامد. قُلْ یا أهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إلی
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ٢٠٢.