مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٤
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٩٤
زکات و انفاق است. مقصودْ همان نحر کردن شتر است، چون ذبح شتر را «نحر» میگویند. اهل تسنن اغلب در تفاسیرشان گفتهاند مقصود از نماز، نماز عید اضحی است و مقصود از نحر هم قربانیی است که در ایام حج میشود. پس نماز بخوان نماز عید اضحی را و قربانی کن در راه خدا. و بسیاری از مفسرین خودمان هم همین طور گفتهاند.
ولی در روایات ما گفتهاند مقصود از «وَ انْحَرْ» این است که در حال نماز اینچنین کن. «نحر» جای خاصی از گلو را میگویند. مستحب است انسان در وقت نماز (تکبیرةالاحرام) دستها را طوری بالا ببرد که محاذی نرمههای گوش و در مقابل گلوی انسان قرار گیرد. در لغت به این معنا هم استعمال شده؛ یعنی در نماز اینچنین کن. مفسرین به نظرشان رسیده بعید است که وقتی گفت «فَصَلِّ» نماز بخوان، دنبالش یک مسئله کوچکی که از آداب نماز است ذکر شود، این ارزشی ندارد، لابد مقصود عملی است در مقابل نماز. ولی نه، مخصوصا همین عمل در نماز یک مفهوم خاصی دارد. وقتی که قرآن میگوید ای پیغمبر نماز بخوان و چنین کن، الله اکبر بگو و چنین کن، به آن مفهوم و مقصودش نظر دارد. چرا ما در نماز وقتی میگوییم اَللهُ اَکبَرُ اینچنین میکنیم؟ (مستحب است که وقتی شروع میکنیم به گفتن الله اکبر، دستها برود بالا و وقتی به بالاترین نقطه رسید، کلام ما به راء «اکبر» برسد.) معنی این کار چیست؟ الله اکبر خودش معنی دارد، تکبیر خداوند است : خدا بزرگتر است از همه چیز، بلکه «از همه چیز» هم درست نیست، در روایات گفتهاند بگویید خدا بزرگتر است از اینکه به وصف در بیاید[١] . حالا این کار من یعنی چه که وقتی میگویم الله اکبر با دستهایم اینچنین میکنم؟ به چه چیزی میخواهم اشاره کنم؟ آیا اصلِ کار، عقب رفتن دستهاست یا جلو آمدن آنها یا هر دو؟ اصل کار، عقب رفتن است، این دومی جزء کار نیست، بلکه کار تمام شده و دستها را به حال عادی در میآوریم. مقصود از این کار چیست؟ یعنی پشت سر افکندم هرچه هست، غیر از خدا.
پس وقتی میگوید: فَصَلِّ لِرَبِّک وَ انْحَرْ یعنی نماز بخوان و خدا را داری کافی است (اعتماد به خدا)؛ خدا کوثر به تو داده، تمام کائنات را پشت سر بینداز. این، مفادِ «قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ»[٢] است: بگو خدا، همه چیز را رها کن، آزاد باش از همه چیز.
انطباق روایت با مضمون شعر حافظ
روایتی در تفسیر صافی است که وقتی آن را خواندم مخصوصا از انطباقش با مضمون شعر معروف
[١] . كافی ج ١ / ص ١١٧ و بحار الانوار ج ٨١ / ص ١٦٩.
[٢] . انعام / ٩١.