مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٠ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠٠
انسان حکم چرخی را دارد که به گردش درمیآورید. اگر یک چرخ خیلی بزرگ را به گردش دربیاورید، وقتی که در گردش باشد نیروی کمی هم اگر پشت سرش باشد به گردشش ادامه میدهد، اما اگر یکدفعه بخواهید این چرخ را برگردانید و از طرف دیگر به گردش دربیاورید، چقدر سخت است و چقدر باید نیرو مصرف کنید! فکر انسان وقتی که در یک رشته کار کند خوب کار میکند، ولی وقتی بخواهد در چند رشته کار کند در هیچ کدام از این رشتهها آن طور که باید، خوب کار نمیکند.
مثالی که عرض کردم در فکر بود؛ در صنعت و هنر هم همین طور است. اگر کسی بخواهد به انواعی از صنعتها و هنرها دست بزند، در هیچ صنعت و هنری ترقی نمیکند، برخلاف اینکه فکرش را در یک صنعت یا هنر متمرکز کند. در کار و کسب هم همین طور است. بعضی آدمها به صد نوع کار دست میزنند و آخرش هم چیزی نمیشوند، برخلاف کسی که اولا میفهمد که چه رشتهای انتخاب کند و بعد هم وقتی رشتهای را انتخاب کرد دیگر فکر خودش را به رشتههای دیگر نمیزند.
دنیای تخصص
دنیای امروز دنیای تخصص است. شما شنیدهاید علم امروز ترقی کرده. یکی از رازهای موفقیت علم امروز مسئله تمرکز است؛ یعنی مسئله تخصص و مسئله تقسیم کار. نبوغ علمای امروز از علمای گذشته بیشتر نیست، بلکه متد علمای امروز از علمای گذشته بهتر است؛ یعنی سبک کارشان بهتر است، نه اینکه فوقالعادهتر باشند. یکی از متدهای خوب علم امروز همین مسئله تقسیم کار و رشته تخصصی انتخاب کردن است. در گذشته یک عالم میخواست هم سیاستمدار باشد، هم فیلسوف، هم طبیب و هم ادیب، مثل بوعلی سینا. بوعلی سینا چقدر آدم فوقالعادهای بوده که در همه این رشتهها وارد بود و باز هم طراز اول بود! ولی همین آدم اگر مثلا فقط طب را دنبال کرده بود باور کنید طبیبی میشد که دیگر دنیا نظیرش را سراغ نداشت. این مرد طبیبی است که کتابش تقریبا هزار سال در مشرقزمین و ششصد سال در مغربزمین یگانه کتاب طبی روزگار بوده. فیلسوف هم بوده، منطقی هم بوده. در عین حال در جلسهای با مرد ادیبی روبرو میشود و آن ادیب به او تکبر میفروشد و میگوید: «تو مرد فیلسوف طبیب، در کار ادبیات مداخله نکن!». به او برمیخورد و میرود مدتی در ادبیات کار میکند و بعد یک کتاب لغت مینویسد و میآورد در مجلسی به همان ادیب میدهد که آن ادیب حیرت میکند.
ولی امروز یک نفر که میخواهد طبیب باشد دیگر فیلسوف و منطقی نیست و ادیب و شاعر هم نمیخواهد باشد. تازه مگر طب یک رشته است؟! دهها رشته برای طب پیدا شده. یکی طبیب