مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٦٨
گفته من را تصدیق کنید و ممکن است تکذیب کنید. این، نه تصدیقش ارزش مهمی دارد و نه تکذیبش. فرض کنید که حرف من مؤید به یک سلسله قرائن و دلایل هم هست. با اینکه شواهد و دلایلی هست معذلک شما لج میکنید و زیر بار حرف من نمیروید، میگویید خیر، اصلا من قبول ندارم، این گونه نیست. البته در اینکه این تکذیب کار بدی است شبههای نیست، نه اینکه میخواهم بگویم مهم نیست، بلکه انسان همیشه باید در مقابل هر حقیقت ـ چه کوچک چه بزرگ ـ حالت تسلیم داشته باشد. اگر انسان در مقابل حقایق کوچک حالت تسلیم نداشته باشد یعنی بعد از آنکه حقیقتی بر او کشف شد قبول نکند، در مسائل بزرگ هم حالت تسلیم نخواهد داشت. از این جهت که شما چیزی را باید تصدیق کنید و نکردهاید کار بدی هست ولی موضوع آنقدر مهم نیست. حالا یا آن حادثه در لشکرکشی نادرشاه واقع شده است و یا واقع نشده است. مسئله، مسئله مهمی نیست. در مسائلی که مهم نیست قهرآ تصدیقِ بجا هم اثر زیاد ندارد و تکذیب بیجا هم اثر زیادی ندارد. در این گونه مسائل نباید انسان تصدیق بیجا یا تکذیب بیجا بکند ولی اگر کرد اثر زیادی ندارد. گیرم که حرف من منطقی است و شما قبول نکردید و تکذیب کردید. دیگر من نمیتوانم بیایم برای شما اعلام جرم و تقاضای اعدام کنم که آقای قاضی! من یک حرفی زدم، با اینکه حرف من درست بوده این شخص حرف من را قبول نکرده، عمدآ هم قبول نکرده، میداند حرف من درست است و در عین حال قبول نمیکند. اینجا نمیگویند این آدم مستحق مجازات اعدام است برای اینکه حقیقتی را در عین اینکه میداند درست است تکذیب میکند.
اما بعضی مسائل است که در اصطلاح فرهنگ اسلامی جزء معارف و مسائل شناختی[١] است، یعنی مسائلی که به انسان دید مخصوص نسبت به جهان میدهد؛ یعنی اگر این را قبول داشته باشی، جهان را با یک عینک و یک دید میبینی و اگر انکار کنی عینک دیگری به چشم زدهای و جهان در نظر تو به شکل دیگری درمیآید و قیافه دیگری پیدا میکند. ممکن است آن مسئله یک کلمه یا یک جمله بیشتر نباشد یعنی بشود آن را در یک جمله بیان کرد اما انسان اگر آن گونه فکر کند جهان و عالم و هستی را با یک چهره و در یک قیافه میبیند و اگر آن را تکذیب کند عالم و جهان را به یک چهره و قیافه دیگر میبیند.
پس خیلی فرق میکند که موضوع تکذیب و تصدیق جزء مسائلی باشد که به اصطلاح ما از معارف بشری شمرده بشود یا جزء مسائلی باشد که از معارف بشری نیست، از مسائل جزئی است، محدود است، انسان قبول داشته باشد مسئله خیلی مهمی نیست قبول هم نداشته باشد مسئله خیلی مهمی نیست.
[١] . كلمه «معرفت» امروز به «شناخت» ترجمه شده است.