مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٣٥
هر تصرفی بکند. چون در گرو دیگری است، بدون اجازه آن دیگری و بدون رضای او نمیشود ]در آن تصرف کرد،[ مگر برود آن را از گرو بیرون بیاورد و آزاد کند. ولی آن خانهای که در گرو نیست آزاد است.
حالا اگر کسی خودش در گرو باشد این دیگر بدترین شکل گرو است که انسان خودش را گرو بدهد. قرآن میگوید که انسانها دو گروهند: بعضی در گرو کسبهای خودشان هستند، آنها که اعمالشان فقط اعمال سیئ و بد و گناه است؛ و گروه دیگری آزادند، عمل آنها به آنان آزادی میدهد، و آنها کسانی هستند که ایمانشان ایمان پاک است و عملشان صالح.
آزادی اصحاب الیمین از گرو اعمال سوء
کلُّ نَفْسٍ بِما کسَبَتْ رَهینَةٌ. اِلّا اَصْحابَ الْـیمینِ همه مردم در گرو کسب خود هستند[١] مگر یاران طرف راست. اصحابُ الیمین یعنی یاران طرف راست. در سوره اذا وَقَعَت این موضوع را مفصل بحث کردیم، گفتیم قرآن در قیامت مردم را سه دسته میکند: اصحابُ الـیمین یاران طرف راست، اصحابُ الشِمال یاران طرف چپ، و اَلسابقونَ السابقون پیشروان که خیلی پیشرو هستند و اُولئِک الْـمُقَرَّبونَ. بعد در آنجا این بحث را مطرح کردیم که مقصود از اصحابُ الیمین و اصحاب الشمال (یاران طرف راست و یاران طرف چپ) چیست. عرض کردیم که ما عوالم داریم: عالم طبیعت، عالم ملکوت (ملکوت عُلیا و ملکوت سُفلی). خدا انسان را به گونهای خلق کرده است که درمیان دو عالم قرار گرفته است، میتواند به سوی آن عالم عِلوی[٢] عروج کند، میتواند به سوی این عالم
سِفلی هبوط و سقوط کند. کما اینکه در روایات آمده است که قلب انسان ـ که مسلّم مقصود این قلب گوشتی نیست ـ دارای دو گوش است: گوش راست و گوش چپ. در گوش راستِ دل انسان همیشه مَلَک القاء میکند، الهام خیر میکند و در گوش چپ انسان شیطان وسوسه میکند. باز آنجا صحبت از چپ و راست داشتن روح انسان است. مسلّم آن چپ و راست غیر از چپ و راست جسمانی است.
پس ما دو عالم داریم :]عالم علوی و عالم سفلی.[ اصحاب الیمین گروهی هستند که به طرف راست و به طرف عالم عِلوی صعود کردهاند؛ یعنی در حالی که خدا انسان را در حد وسط عالمها قرار داده است ]و انسان میتواند از این سو برود یا از آن سو[ آنها از این سو رفتهاند. اصحاب الشمال گروهی هستند که از آن سو رفتهاند. ولی «السابقون السابقون» اساساً حسابشان از اینها
[١] .گفتیم مقصود از كسب در اینجا شغل نیست، كسب یعنی عمل، آنچه اكتساب میكند، آنچه كه از عمل به دستمیآورد.
[٢] .عالم دهر ایمن در اصطلاح فلاسفه.