مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠١ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠١
گوش و حلق و بینی میشود، یکی طبیب چشم میشود، یکی طبیب اعصاب میشود، یکی طبیب معده میشود، یکی طبیب قلب میشود و همین طور انواع رشتههای تخصصی. و تازه یک نفر که مثلا یک عمر در چشم کار میکند تازه میبیند در چشم هم در یک موضوع خاصش ]متخصص شده.[ اگر هوش این آدم را پای هوش بوعلی سینا بگذارند ممکن است یک صدم بوعلی سینا هوش نداشته باشد، ولی آنچنان در کارش ممحَّض است و متخصص در آن رشته است که موفق میشود در رشته خودش کشفی بکند که بوعلی سینا موفق به آن نشده.
مرحوم آیتالله بروجردی (اعلی الله مقامه) به شیخ طوسی فوقالعاده معتقد بودند. در درس ایشان که بودیم گاهی مسئلهای از شیخ طوسی (رضوان الله علیه) مطرح میشد که همه میدیدند این مرد بزرگ چقدر در این مسئله، سطحی اظهارنظر کرده و این، اسباب تعجب میشد. ایشان میگفتند: تعجب نکنید! اگر عمر شیخ طوسی را تقسیم کنند بر مسائلی که این مرد در مورد آنها فکر کرده، به این مسئله بیشتر از پنج دقیقه وقت نمیرسد، در حالی که شما دو سه شبانهروز در این مسئله کار کردهاید.
ایمان، عامل تمرکز نیروهای انسان و اجتماع
به طور کلی اگر انسان در زندگی ایمان داشته باشد، ایمان برای انسان آرمان و ایدهآل و هدف نهایی است و خاصیت ایمان این است که برای افکار و اندیشهها و آمال و آرزوها و خواستههای انسان یک نقطه مرکزی میشود و همه خواستهها و آرزوها و اندیشهها دور این نقطه مرکزی است. چنین انسانی، به اصطلاح امروز یک انسان مکتبدار است. انسان با ایمان، همه چیز را با مقیاس ایمانش حساب میکند و اگر کاری با ایمانش جور درآمد و به اصطلاح عمل صالح بود، به دنبال آن میرود و الّا نمیرود.
اولین خاصیت ایمان این است که برای انسان آرمان به وجود میآورد و خاصیت آرمان این است که مساعی و کوششهای انسان را از پراکندگی نجات میدهد و تمام وجود انسان و تمام نیروها و فعالیتهای انسان جهت پیدا میکند و رو به یک سو میشود. قُلْ إنَّ صَلوتی وَ نُسُکی وَ مَ حْیای وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ[١] . نمازم، عبادتم، بلکه زندگی و مردگیام، سراسر هستیام، سراسر فعالیتم، سراسر وجودم، همه از آنِ خدا و برای خداست. چنین انسانی، به اصطلاح امروز انسانی میشود تک شخصیتی، نه چند شخصیتی.
انسان به عدد معشوقها و مطلوبهایی که در عالم دارد تعدد شخصیت پیدا میکند. آن شیء را
[١] . انعام / ١٦٢.