مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٠
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٥٠
میکند.
ایده و آرمان، یکی از نیازهای بشر
این مطلب را باید توضیح بدهم: انسان یک نیازی دارد که این نیاز در حیوانها وجود ندارد و فقط در انسان وجود دارد. حیوان یک طبیعت و غرایزی دارد و به حکم غرایزش چیزهایی را میخواهد و چیزهایی را نمیخواهد. مثلا حیوان تشنه میشود آب را دوست دارد، گرسنه میشود علف را دوست دارد، بچه خودش را دوست دارد و... . حیوان یک آینده وسیع و دوری را نمیبیند که بعد برای آینده دور خودش آرمان و آرزویی داشته باشد و بخواهد به آن برسد. ولی انسان همیشه به دنبال یک آرمان و آرزو میگردد بالاتر از مشتهیات طبیعی خودش؛ یعنی بالاتر از خوردن و آشامیدن و خوابیدن و پوشیدن و لذات جنسی بردن، یک اندیشه وسیعی دارد که همیشه میخواهد یک دنیای وسیعتر و نوتر و عالیتری غیر از دنیایی که دارد بسازد و به آن برسد. به این میگویند آرمان و ایده.
یکی از نیازهای بشر این است که در زندگی ایده و آرمان داشته باشد و این چیزی است که به انسان جهت و هدف میدهد و به زندگی انسان معنی میدهد و انسان میفهمد که برای چه زنده است. اگر از کسی بپرسند «آیا تو زندهای برای خوردن و خوابیدن؟» میگوید نه، اینها ارزش زنده بودن ندارد؛ انسان باید در زندگی یک چیزی مافوق اینها داشته باشد که برای آن زنده باشد.
علم از دادن آرمان به بشر عاجز است
این است آن چیزی که میگویند علم از دادن آن به بشر عاجز است. مسئله فوقالعاده مهمی است. میگویند چیزی که علم از دادن آن به بشر عاجز است و نمیتواند به بشر بدهد ایده و آرمان است. علم فقط ابزاری است در دست بشر و قدرتی است که انسان در راه ایده و آرمانش ـهرچه هست ـ از آن استفاده میکند. اما اینکه ما چه ایده و آرمانی باید داشته باشیم، جناب علم دیگر در اینجا دستش کوتاه است. میگویند نسل امروز با اینهمه پیشرفت علم و تکنیک، یک سرگشتگی خاصی دارد و آن، بیآرمانی و بیهدفی است؛ یعنی نمیداند برای چه باید زندگی کند و اصلا نمیداند یک «برای چه؟»ای وجود دارد یا زندگی پوچ و هیچ و لغو و بیهوده است؟ آیا چیزی هست که باید برای آن زنده بود یا نه؟ و اگر هست چیست؟ علم هر چه بیشتر پیش رفته آن چیز را به بشر نداده.
دین و ایمان همین کار را میکند، به انسان ایده و آرمان و هدف میدهد؛ یعنی اعتقاد و