مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٠٦
در هفته پیش اجمالا اشاره کردیم و تفصیل آن را برای این هفته وعده دادیم.
مردی است به نام ولید بن مغیره مخزومی، از بنیمخزوم است و بنیمخزوم یک شعبه از شعبههای قریشاند، همچنان که بنیهاشم یک شعبه از شعب قریشاند و بنیامیه یک شعبه از شعب قریشاند. البته قریش شعب خیلی زیادی داشت ولی چند شعبه بودند که اینها از دیگران محترمتر و متنفذتر بودند و ریاست و زعامت در واقع در اختیار این چند شعبه بود. در میان بنیمخزوم مردی بود که از تمام مردم مکه و اطراف آن ثروتمندتر بود. طبقهای از مردم مکه مردمی بسیار ثروتمند و متمول و متمکن و تجارتپیشه بودند و معاملاتی ]داشتند.[ در تابستانها به طرف شام و سوریه و ایران میآمدند و به روم تا حدود اسلامبول فعلی میرفتند و در زمستانها به طرف یمن میرفتند و یک مقدار رابط میان تجارت هند و این قسمتها بودند یعنی مالالتجارهها را یا به طرف هند تا لب دریا حمل میکردند و یا از آنجا به منطقه حجاز و منطقه سوریه میآوردند و عدهای از آنها خیلی ثروتمند بودند. ثروتمندترین آنها همین ولیدبن مغیره مخزومی است. او هم ثروتمند بود، هم قبیلهاش قبیله قوی و قدرتمندی بودند و خودش هم بالخصوص فرزندان زیادی داشت و همه فرزندانش خیلی برومند و شایسته و لایق بودند و این امر به او خیلی شخصیت داده بود. بعضی گفتهاند ده پسر داشته و بعضی گفتهاند سیزده پسر. عرض کردیم خالد ولید معروف که در دوره اسلام سردار خیلی خوبی بود[١] یکی از پسرهای همین ولید بن مغیره است.
ولید بن مغیره یک وقتی قرآن را شنیده بود، بعد در محضر قریش جملهای گفته بود؛ گفته بود این حرفها چیست که شما میزنید؟! گاهی میگویید این مرد دیوانه است. آخر کدام علامت جنون را شما در او دیدهاید؟! گاهی منطقتان را عوض میکنید میگویید این شاعر است. شعر را همه ما میشناسیم، اینها که شعر نیست. آیا هیچ وقت شما شعری از این آدم شنیدهاید که اصلا به شعر تنطّق کند؟ گاهی میگویید کاهن است. ما کاهن در دنیا زیاد دیدهایم. اینها را به این صورت ملامت کرد.
وقتی قریش را در یک مجمعی اینگونه ملامت کرد، در میان آنها ولوله افتاد، گفتند : صَبَأَ الولید (یا: صَبَا الولید) این هم آن طرفی شد. ابوجهل برادرزاده ولید است. او را ابوجهل بن هشام بن مغیره مخزومی میگویند، و این را ولید بن مغیره مخزومی. هشام و ولید دو برادر بودند ولی هشام مرده بود. وقتی که این خبر رسید که ولید هم آن طرفی شد (در صورتی که آن طرفی نشده بود) ابوجهل خیلی ناراحت شد، گفت: این طور نیست، من اطمینان دارم که عموی من آن طرفی
[١] . در دوره كفر هم مدتی سردار قریش بود و با مسلمین مبارزه میكرد. بعد كه اسلام آورد، در سپاه اسلام با ایرانو با روم جنگیده. سردار بسیار لایقی است. آدم خوبی نیست ولی سردار فوقالعاده لایقی است. از آنفرماندهان خوب دنیا كه میشمارند یكی همین خالد ولید است. مرد عجیبی است.