مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٣
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٦٣
میخورد، به نتیجه و مقصد رسیدی! این وسوسه شیطان است.
نقطه مقابل، کسانی هستند که ایمان را تحقیر میکنند. در صدر اسلام خوارج این طور فکر میکردند و امروز هم عدهای این طور فکر میکنند که اصل عمل است، بود و نبود ایمان مهم نیست. و لهذا میگویند در هرجای دنیا اگر مردمی باشند که از نظر عمل همان طور عمل میکنند که مسلمانهای خوب عمل کردهاند ولو خدا را نمیشناسند و به معاد ایمان ندارند، اینها چون عملشان خوب است، به آنچه که پیغمبران دعوت کردهاند یعنی به سعادت دنیا و سعادت آخرت رسیدهاند ]و وضع آنها با مؤمنانی که عمل صالح انجام دادهاند[ هیچ فرق ندارد؛ ایمان مقدمه است.
ایمان هرگز مقدمه نیست. نه ایمان مقدمه است نه عمل. ایمان و عمل دو رکن سعادت انسان است.
پس انسان یک موجود ساختهنشده است و خسران اساسی او در این است که خوب ساخته نشود و اگر بخواهد خوب ساخته بشود با دو چیز ساخته میشود: یکی نظری و یکی عملی، یکی از نوع شناخت و یکی از نوع عمل. آنچه که نظری و از نوع شناخت است نامش ایمان است. در رأس ایمان، ایمان به الله، ایمان به همه انبیاء، ایمان به ملائکه، ایمان به کتب، ایمان به رسل، ایمان به یومالآخِر، ایمان به امام و رهبر[١] قرار دارد. ابتدا شناختن و درک این مسائل و اعتقاد به اینها، و بعد عمل.
پس انسان در زیان است مگر آنان که ایمان پیدا کردند و عمل صالح انجام دادند؛ آنها که چنین نکردند اصلا از اول به انسانیت نرسیدهاند.
عناوین اولیه و عناوین ثانویه
«عمل صالح» که قرآن این کلمه را تکرار کرده یعنی چه و این چه تعبیری است؟ فقها و اصولیین تعبیری دارند، میگویند «عناوین اولیه و عناوین ثانویه». یک شیء را گاهی به عنوان اصلی خودش بیان میکنند مثلا میگویند نماز. نماز اسم این عمل است. میگوییم احسان به مردم؛ این، نام این عمل است. میگوییم زکات؛ نام این عمل است. روزه؛ نام این عمل است. جهاد؛ نام آن عمل است. امر به معروف و نهی از منکر؛ نام آن عمل دیگر است. انفاق؛ نام آن عمل است. راستی و صداقت؛ نام آن عمل است. ولی میدانیم که موقع و موضع عملها به حسب شرایط زمانی و احوال اشخاص متفاوت است؛ یعنی برای شما در یک لحظه یک امر واجب است و یک امر دیگر مستحب. ممکن است در لحظه دیگر همان مستحب واجبتر بشود.
[١] . خود این از اصول ایمان است.