مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٢
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٦٢
انسان میشود. نوعی عملْ انسان را از انسانیت دور میکند و نوعی عمل انسان را به انسانیت نزدیک میکند. این فکر امروز مطرح است ولی فکری است که قرآن در هزار و چهارصد سال پیش به صورت کاملترش مطرح کرده. در سوره «وَ الْمُرْسَلاتِ» نیز من این مطلب را به تفصیل عرض کردم. از نظر قرآن انسانیت انسان به دو چیز است: یکی ایمان و دیگر عمل. ایمان، خودش یک رکن و پایه برای انسانیت انسان است.
در فلسفههای امروزی برای ایمان ارزش ذاتی و اصیل قائل نیستند. فکر خوب و ایمان خوب را لازم میدانند ولی میگویند که ایمان خوب و فکر خوب بالاخره ذهنیت است، به ذهن برمیگردد و ذهن ارزشش آن اندازه است که انسان را به عمل وادار کند یعنی ارزش مقدِّمی دارد و بس. در صدر اسلام هم بودهاند بعضی از نحلهها و فکرها (خوارج از این گروه هستند) که این جور فکر میکردند ولی قطعا نظر قرآن این نیست. از نظر قرآن ایمان از آن جهت که ایمان است، خدا را شناختن قطع نظر از هر عملی ]ارزش دارد.[ اینکه میگوییم «قطع نظر از هر عملی» البته خداشناسی منشأ عمل است ولی فرضا خداشناسی جدا از هر عملی هم بخواهد باشد خودش نیمی از انسانیت انسان است اگر نگوییم تمام انسانیت است. ایمان به خدا (ایمان به اوّل)، ایمان به معاد (ایمان به آخِر) و ایمان به اینکه وسط (یعنی عمل در دنیا) چه نقشی دارد برای اینکه انسان ]سعادتمند باشد؛ به عبارت دیگر[ در رابطه اول و آخر انسان عمل چه نقشی دارد و دنیا چه وضعی برای ما دارد و ما چه موضعی در این دنیا باید داشته باشیم، ]ایمان به اینها و[ شناختن اینها از نظر قرآن اصل است.
ایمان و عمل تفکیک ناپذیرند
ولی قرآن با آن فکر هم که انسان خیال کند که فقط ایمان کافی است و عمل ]لازم نیست مخالف است.[ قرآن ایمان و عمل را از یکدیگر تفکیکناپذیر میداند. میبینید که در قرآن چقدر تکرار میشود: امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ. اصلا در قرآن از بس این جمله تکرار شده، هرجا انسان «امَنوا» میبیند انتظار دارد یک «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» هم پشت سرش باشد. ممکن است کسی با خود خیال کند که من ایمانم قرص و محکم است، آدم ایمانش که قرص و محکم شد حالا عمل هم داشت یا نداشت مهم نیست. مثل اینکه بعضی متصوفه میگویند آقا دلت را پاک کن، ایمانت را قرص و محکم کن، بود و نبود عمل مهم نیست. وَ اعْبُدْ رَبَّک حَتّی یأْتِیک الْیقینُ[١] آنقدر عبادت کن که به مرحله ایمان یقینی برسی؛ وقتی به این مرحله رسیدی دیگر رهایش کن، عملْ دیگر به چه درد
[١] . حجر / ٩٩.