مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥١
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٥١
تسلیمی میدهد که نتیجه آن این است که انسان دارای آرمان و هدف و جهت میشود[١] . آنوقت شما میبینید مثلا یک عالم دینی یک عمر زحمت میکشد و تا آن لحظه آخر که کار میکند همان نشاط ساعت اولش را دارد، چون میفهمد که در راه خدا زحمت میکشد.
نمونهای از انسان دینی
مرحوم سید میرحامد حسین، صاحب عبقات الانوار[٢] ، از علمای هندوستان است[٣] . این مرد، مرد فوقالعادهای است و خیلی کار کرده و میگویند تا آن لحظه آخر کار میکرد و در اواخر عمر مریض شده بود و دیگر نمیتوانست بنشیند و باید میخوابید. همینطور که به پشت میخوابید، کتاب را روی سینهاش میگذاشت و مطالعه میکرد یا مینوشت. میگویند کتاب روی سینهاش اثر گذاشته بود و پینه بسته بود. این نشاط از کجا پیدا میشود؟ انسان تا یک ایده و آرمان عالی نداشته باشد به طوری که هیچ چیز نتواند در آن تغییری بدهد، ]چنین نشاطی پیدا نمیکند. [بله، گاهی انسان ایدهها و آرمانهای کوچکی پیدا میکند که تا به آنها میرسد خسته میشود. مثلا انسان تا وقتی خانه ندارد ایده و آرمانش این است که خانه داشته باشد. تا خانه پیدا میکند؛ بعد چه؟ باز میبیند یک چیز دیگر میخواهد. مقصود، آن ایدهها و آرمانهایی است که انسان از رسیدن به آنها خسته نمیشود و نامحدود است.
ایمان، شرط اول زیانکار نبودن انسان
]قرآن میفرماید[ انسان در کار و داد و ستد خودش همیشه در خسران و زیان و کاهش است، مگر اینکه ایمان داشته باشد، همان اعتقاد برتر و تسلیم برتر، ایمان به همان چیزی که انسان وقتی به او اعتقاد پیدا کرد و تسلیم او شد، آرمان و ایده و جهت خودش را یافته است. پس آن که ایمان ندارد یک انسان بیهدفِ بیآرمانِ بیاعتقادِ بیریشه بیبُـتّهای است که اصلا نمیداند چه کار باید بکند.
پس شرط اولِ اینکه انسان در زندگی زیانکار نباشد ایمان است: اِلاَّ الَّذینَ امَنوا. بشر بدون ایمان نمیتواند زندگی کند؛ اصلا بشر طوری ساخته شده که ایمان رکنی از ارکان زندگی اوست. تولستوی حکیم معروف روسی راجع به ایمان میگوید: «ایمان همان چیزی است که انسان با آن زندگی میکند». تعبیر خیلی خوبی است. یعنی اصلا سرمایه زندگی انسان ایمان است، ابزار زندگی
[١] . از هر اعتقادی این كار ساخته نیست.
[٢] . كتاب معروفی كه در مسئله امامت نوشته است.
[٣] . در زمان ایشان هنوز پاكستان و هندوستان از یكدیگر جدا نشده بودند.