مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٧٦
که در فارسی هم این کلمه آمده است. لغویین گفتهاند: ماده «بُرْج» و «بَرَجَ» مفهوم ظهور و بروز را میدهد. اگر شیئی در میان اشیاء دیگر بارزتر باشد، به آن حالتِ بُروزش «بُرْج» میگویند. این که خطاب به زنهای پیامبر میفرماید : وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلیةِ[١] ، یعنی خودنمایی نکنید؛ چون «تَبَرُّج» یعنی خودنمایی کردن و اینکه زن بخواهد مرتب خودش را به نمایش بگذارد و در منظر و مرآی چشمها قرار بدهد و این همان مفهوم ظهور و بروز را میدهد. همین «بُرجِ» اصطلاحی که در میان ما معمول است و از زبان عربی آمده ]دارای مفهوم ظهور و بروز است. [در قدیم اگر لشکری به جایی یورش میبرد باید از همان دروازه شهر وارد میشد[٢] . این بود که دور شهرها و حتی
قصبات، حصار محکمی میکشیدند و درهای خیلی محکمی برای آن درست میکردند. آنوقت قسمتهایی از این حصار را برای دیدهبانی بالا میبردند. افرادی بالای این برجها میرفتند و همیشه مراقب بودند. گاهی هم وسط بیابانها برج درست میکردند[٣] . غرض اینکه به «برج» از آن جهت که شیء آشکار و بارزی است «برج» میگویند. بعدها[٤] کلمه «برج» به عنوان یکی از اصطلاحات علمای نجوم به کار رفت. علمای نجوم برای نشان کردن ستارگان، کمربندی از ستارگان فرض کردند. آنوقت برای هر مجموع از ستارگان که شکل مخصوصی داشت و شباهتی به چیزی داشت[٥] اسمی گذاشتند و بیشتر هم از اسامی حیوانات استفاده کردند. این برجهای دوازدهگانه که عبارتند از حَمَل و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و میزان و قوس و عقرب و جَدْی و دلو و حوت[٦] ، هر کدام یکی از این مجموعههای ستارگان است...[٧] این میل خورشید (بر حسب چشم ما) در آسمان که گاهی به طرف شمال
[١] . احزاب / ٣٣.
[٢] . مثل حالا هواپیما و این وسایل جدید نبود كه ظرف چند لحظه دیوارها را خراب میكنند.
[٣] . بالای كوههای بین راه قم و تهران گاهی برجهایی دیده میشود. در حدود همین فریمان ما هم شاید هنوز آثاراین برجها هست. در بیابانهای خراسان هم خیلی برج میساختهاند چون تا حدود هفتاد هشتاد سال پیشتركمن تازی بوده؛ تركمنها از حدود بلخ و بخارا و... حمله میكردند و مال مردم را غارت میكردند و افراد رااسیر میبردند. بعد مردم مجبور بودند بروند و این اسیرها را با پول بخرند وگرنه برده میماندند. لذا معمولادیدهبانهایی در این برجها بودند برای اینكه اگر از دور خبری فهمیدند با دود مردم را خبر كنند یا خودشان رازود با اسب برسانند و قضیه را اطلاع بدهند.
[٤] . بعد از نزول قرآن.
[٥] . كمی شباهت داشت، نه اینكه شباهت زیادی داشته باشد.
[٦] . حمل یعنی برّه، ثور یعنی گاو نر، جوزا [یعنی گوسپند سیاهی كه میان او سپید است / لغتنامه دهخدا]، سرطانیعنی خرچنگ، اسد یعنی شیر، سنبله یعنی خوشه گندم، میزان یعنی ترازو، قوس یعنی كمان، عقرب یعنی همانعقرب، جَدْی یعنی بزغاله، دَلْو [یعنی ظرفی كه بدان آب از چاه كشند / لغتنامه دهخدا]، حوت [یعنی ماهی].
[٧] . [چند لحظه از صدای استاد ضبط نشده.]