مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٣٤
زیباترین و پر معنیترین تعبیرات قرآن در مورد عمل این است که از عمل به «کسب» یا «اکتساب» تعبیر میکند. این بر اساس ـ به اصطلاح امروز ـ یک فلسفه فوقالعاده دقیق است. معمولاً انسانها عمل و کار را یک امر عَرَضی و زود گذر و خیلی سطحی میبینند: من من هستم، فلان کار را میکنم ]و تأثیری در من ندارد. [فلان کار خوب را میکنم، یک امر زود گذری است و رفته است. فلان کار بد را میکنم، یک امر زود گذر دیگری است، رفته و تمام شدهاست. ولی من هستم که از میان این کارها و اعمال خودم میگذرم و عبور میکنم. هیچ وقت انسان فکر نمیکند که هر عملی، هر کاری برای انسان کسب است یعنی چیزی را به دست آورده و چیزی بر او افزوده شده است. با کار، انسان چیزی میدهد و آن این است که انرژی مصرف میکند. انسان خیال میکند فقط مصرف میکند و چیزی نمیگیرد. ولی این از اصول معارف قرآن است که انسان با عمل خودش همیشه چیزی به دست میآورد.
این از مسائلی است که در فلسفه جدید بالخصوص ( در فلسفه قدیم هم کم و بیش مطرح بوده) و بویژه در عصر ما در این یک قرن اخیر خیلی بیشتر مطرح است که آن را «فلسفه عمل» مینامند. فلسفه عمل معانی متعددی دارد. آن اوج فلسفه عمل همین است که کار نقش سازندگی در انسان دارد یعنی انسان را کار او میسازد. هر نوع کاری که انسان انجام بدهد، به همان گونه ساخته میشود. یعنی کار یک امر زود گذر و بی اثر نیست. در هر کاری انسان چیزی به دست میآورد، حال یا خوب یا بد. آن که عمل صالح میکند با کار خود خودش را صالح میسازد و آن که عمل طالح میکند با عمل طالح خود خودش را طالح میکند. عمل نقش سازندگی دارد، انسان را مثل خودش میکند. عمل خوب آدم را خوب میکند، عمل بد آدم را بد میکند.
قرآن میفرماید هر انسانی به موجب آنچه کسب میکند یا با آنچه کسب میکند (یعنی همان عمل خودش) رهین است یعنی در گرو است، یعنی هر انسانی در گرو عمل خودش است ؛ هر کسی هست و عمل خودش، تمام سرنوشتش را همان عملش تعیین میکند. انسان در اختیار عمل خود است. اینجا تعبیر «رهن» و «گرو» دارد. معمولاً گرو را در جایی میگویند که انسان تعهدی دارد و برای اینکه تعهدش را انجام بدهد خودش را یا مالی از او را گرو نگه میدارند ؛ یعنی وظیفهای، مسئولیتی، عهدهای دارد که باید آن را انجام بدهد. انسان در گرو عمل صالح است یعنی انسان وظیفه و مسئولیت دارد که ایمانش ایمان پاک باشد و عملش عمل پاک. ایمان پاک و عمل پاک به انسان آزادی میدهد، انسان را از گرو آزاد میکند. ولی عمل بد، انسان را در قید و بند گرو نگه میدارد. پس هر کسی در گرو عمل خودش است، یعنی عملْ انسان را محدود میکند، به زندان میبرد، گرفتار میکند که آدم خودش اختیار خودش را ندارد. اگر انسان خانهای در گرو داشته باشد او دیگر خودش اختیار کامل این خانه را ندارد، در اختیار او نیست که این خانه را بفروشد یا