مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٤ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٩٤
در حیوانیت است. «اعطاء» عمل است و «تقوا» ملکه روحی. در اصطلاح قرآن و نهجالبلاغه تقوا یک ملکه روحی است[١] . نهجالبلاغه میفرماید: إنَّ تَقْوَی اللهِ حَمَتْ أوْلِیاءَ اللهِ مَحارِمَهُ[٢] . تقوا خودِ اجتناب از محرمات نیست، بلکه تقوا عبارت است از یک حقیقتی در روح انسان که مقدمه و سبب اجتناب از گناهان است.
در سوره یوسف داستان پرهیجان یوسف را میخوانیم؛ از آن ابتدا محسود واقع شدن یوسف، به چاه افتادن یوسف، فروخته شدن یوسف، دست به دست گشتن یوسف، به خانه عزیز مصر افتادن، تا بعد معشوق زن عزیز مصر واقع شدن، بعد امتناع کردن به آن شدتْ و زندان را بر آلودگی ترجیح دادن: قالَ رَبِّ السِّجْنُ أحَبُّ اِلَی مِمّا یدْعونَنی اِلَیهِ[٣] ، بعد هم چه زندان عالیی که متحمل شده است، زندانی که در آن همنشین با بتپرست و غیر بتپرست و مسلکهای مختلف بوده و همیشه کوشش کرده دیگران را هدایت کند. بعد کمکم کار همین زندانی و همین بَرده فروخته شده، به جایی میرسد که مقدرات مصر در اختیار او قرار میگیرد و همان برادران حاسد محتاج او میشوند. قالَ اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الاَْرْضِ إنّی حَفیظٌ عَلیمٌ. وَ کذلِک مَکنّا لِیوسُفَ فِی الاَْرْضِ یتَبَوَّأُ مِنْها حَیثُ یشاءُ؛ یعنی اینچنین یوسف را بالا بردیم که ]طبق [آن وعده الهی که خداوند اهل تقوا را وارث زمین میگرداند، او را وارث قرار دادیم. نُصیبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لانُضیعُ اَجْرَ الْـمُحْسِنینَ رحمت خود را به هرکه بخواهیم میدهیم و اجر نیکوکاران را ضایع نمیگردانیم حتی در دنیا. وَ لاَجْرُ الاْخِرَةِ خَیرٌ لِلَّذینَ آمَنوا وَ کانوا یتَّقونَ[٤] این با ایمانها و باتقواها اجر آخرتشان بیشتر است.
آنوقت در آن لحظهای که برادرها با یوسف روبرو میشوند و یوسف به آنها میگوید: «هیچ میدانید شما در گذشته با یوسف و برادرش چه کردید؟» قالوا اَءِنَّک لاََنْتَ یوسُفُ تو یوسفی؟ قالَ أنَا یوسُفُ وَ هذا أخی بله من یوسفم، این هم برادرم است. قَدْ مَنَّ اللهُ عَلَینا خدا بر ما منت گذاشت. إنَّهُ مَنْ یتَّقِ وَ یصْبِرْ فَإنَّ اللهَ لا یضیعُ أجْرَ الْ مُحْسِنینَ[٥] . از نظر نتیجهگیری، تمام سوره در همین جمله خلاصه شده: إنَّهُ مَنْ یتَّقِ وَ یصْبِرْ فَإنَّ اللهَ لایضیعُ أجْرَ الْ مُحْسِنینَ. فَأمّا مَنْ أعْطی وَ اتَّقی. پاکی میخواهد؛ با لغزیدن به این گناه و آن گناه ]پیمودن راه حق[ امکان ندارد. این حرفها که «آدم باید ایدئولوژی داشته باشد و این مسائل مسائل جزئی است»
[١] . در آن دو سخنرانی كه راجع به تقوا كردهام و چاپ هم شده است، با استناد به آنچه كه در قرآن و نهجالبلاغهآمده است، تقوا را معنی كردهایم. [رجوع شود به كتاب ده گفتار.]
[٢] . خطبه ١١٢.
[٣] . یوسف/ ٣٣.
[٤] . یوسف / ٥٥ ـ ٥٧ .
[٥] . یوسف / ٩٠.