مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٣
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٢٣
ملتهب است اصلا وجود این آدم سراسر آتش است. وقتی که بمیرد فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدیدٌ[١] میگویند پرده را از جلوی چشمت برداشتیم، اکنون دیگر چشم تو تیز است، میبینی. آنوقت خودش را در این آتش ملتهبی که در دنیا هم در آن میسوخته و حس نمیکرده است میبیند. سَیصْلی نارآ ذاتَ لَهَبٍ در آینده به زودی وارد خواهد شد آتشی ملتهب را. آیا تنها خواهد رفت؟ خیر، و هم همسر او، زن او. عرض کردیم اینها یک زوج جهنمی بودند. وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ و زنش، آن هیزم کش. ببینید! همه، سخن از ابولهبی و آتش صاحب التهاب است و زن هیزم کش او.
تعبیر قرآن درباره همسر ابولهب
میگویند اسم اصلی این زن «عَرْواء» بوده و کنیهاش «اُمّ جَمیل» و بیشتر به همان کنیه معروف بود. خواهر ابوسفیان و دختر حَرْب بن اُمَیه است و نوه امیه که بنی امیه از اولاد او هستند، و قهرا عمه معاویه شمرده میشود. ابولهب خودش هاشمی بود ولی با این زن اموی ازدواج کرد و او به فامیل زنش خیلی ملحق شده بود و با اینکه یک رقابت و کینه دیرینهای میان بنیهاشم و بنیامیه بود و روی تعصب قبیلهای ابولهب باید در طرف بنیهاشم باشد نه در طرف بنیامیه، ولی قضیه پیغمبر که پیش آمد، او طرف بنیامیه رفت؛ یعنی حتی از جنبه تعصبی هم طرف بنیهاشم نیامد. در قضیه شِعب ابیطالب که حضرت ابیطالب اعلام فرمود همه بنیهاشم کنارهگیری کنند، حتی کفار بنیهاشم یعنی کسانی از بنیهاشم که مسلمان نبودند نیز روی حساب هاشمیت این طرف آمدند ولی ابولهب تنها هاشمیای بود که با اینکه تعصب قبیلهای اقتضا میکرد این طرف باشد، رسما آن طرف بود. و این بیشتر به واسطه همین زنش بود که تحت تأثیر این زن قرار گرفته بود.
قرآن این زن را «حمّالة الحطب» میگوید. داستان معروفی است: عقیل برادر امیرالمؤمنین مرد نسّابهای است. یک وقت معاویه خواست یک متلکی به عقیل گفته باشد، گفت: عقیل! ابولهب کجاست؟ میخواست بگوید ابولهب عموی شماست، شما از بنیهاشم هستید. عقیل گفت: آن وقتی که میروی داخل جهنم میشوی، دست راست، درب اول، کوچه سوم... ابولهب را با عمهات امّ جمیل «حمّالة الحطب» میبینی، آنجا با همدیگر هستند.
[١] . ق / ٢٢.