مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٦
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٣٦
عین ذاتش است او دیگر زاده نشده که از جای دیگر آمده باشد. زاده شدن، از جای دیگر آمدن، با صمدیت و با کمال مطلق ناسازگار است. این معنای «لَمْ یولَدْ» بود. و نه زاییده است که بخواهد موجودی را از وجود خودش خارج کند و خلئی در خود ایجاد کند یک چنین موجودی که در ذات خودش پر است و محال است در او خلأ پیدا شود.
مفهوم توحید
وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ. بسیار خوب؛ خدا اوست نه این و نه آن، چون نامحدود و نامتناهی است. او الله است؛ عقول از درک ذاتش ناتوانند. او صمد است. او لَمْ یلِدْ است. او لَمْ یولَدْ است. آیا اینها مختص به خداست؟ یا یک موجود دیگری هم غیر از او مثلا یک فرشته مقرّبی یا پیغمبر اکرم (پیغمبر خاتم) این گونه است و این صفات درباره او هم هست؟ آیا درباره پیغمبر میشود گفت «هو» اوست؟ یا پیغمبر این است و آن است؟ نه، «هو» منحصر به خودش است. اوست ذاتی که منحصرا به او باید گفت «هو» نه هذا و نه ذاک. به او منحصرا باید گفت الله نه به غیر او. او منحصرا احد است نه غیر او. او منحصرا صمد است نه غیر او. او منحصرا لَمْ یلِدْ است نه غیر او. او منحصرا لَمْ یولَدْ است نه غیر او. پس لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ.
«کفْو» یعنی همتا، همشأن، همدوش، هم پایه. دو موجود همشأن را کفو میگویند. مثل اینکه در ازدواج میگویند آیا پسر و دختر کفو یکدیگرند؟ یعنی همشأن یکدیگر هستند؟ قبل از اسلام شأنیت اجتماعی معتبر بود؛ اگر دختر از طبقه اشراف بود پسر از طبقه پایینتر یا برعکس، میگفتند این ازدواج درست نیست چون اینها کفو یکدیگر نیستند. اسلام فرمود: اَلمُؤْمِنُ کفْوُ الْ مُؤْمِنَةِ[١] . همین قدر که دو نفر مؤمن شدند کفو و همشأن یکدیگر هستند.
به بیان دیگر: این همه که گفتیم هو، الله، احد، صمد، لَمْ یلِدْ، لَمْ یولَدْ، آیا غیر خدا هم داریم هُوَیی، احدی، صمدی، اللّهی، لم یلدی، لم یولدی؟ نه، وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ برای او همشأن نیست، هیچ کسی و هیچ چیزی. یک وقت درباره مَلَک این حرف را نزنید، یا درباره پیغمبر این حرف را نگویید، یا درباره علی این حرف را نگویید. مثلا یک وقت علی را نگویید ای احد! علی را نگویید لم یلد، علی را نگویید لم یولد، علی را نگویید صمد، علی را نگویید هو. وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ همشأنی با ذات او نیست. پس این صفاتی که ما ذات او را به آن توصیف کردیم انحصارا از آنِ اوست.
جمله «وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ» درست مفهوم توحید را میرساند؛ یعنی آنچه که در توصیف
[١] . وسائل الشیعه ج ٢٠ / ص ٦٧.