مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٨
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٣٨
خودش نوعی زاییدن است. وَ الْ خَوْفِ ترسیدن؛ انسان قبلا نمیترسید، یکدفعه خوف بر او مستولی میشود. باز یک چیزی از باطنش میزاید. وَ الرَّجاءِ امید. وَ الرَّغْبَةِ میل. وَ السَّأْمَةِ کسالت وملالت. وَ الْجوعِ وَ الشِّبَعِ گرسنگی، تشنگی و سیری.
«لَمْ یلِدْ» یعنی هیچ یک از این اشیاء، اعم از کثیف و لطیف و چیزهایی که بَدَوات میگویند یعنی ظهوراتی که از انسان میشود، از خدا زایش نمیکند و صادر نمیشود. پس معنی «لَمْ یلِدْ» تنها این نیست که خدا فرزند پیدا نمیکند، بلکه یعنی غصه هم در او پیدا نمیشود، چون غصه خودش نوعی زایش است. گرسنه هم نمیشود؛ خود گرسنگی نوعی زایش است. تشنه هم نمیشود؛ نوعی زایش است. خواب و چُرت برایش پیدا نمیشود؛ خود اینها نوعی زایش است. خنده و گریه برایش پیدا نمیشود؛ نوعی زایش است. نفس نمیکشد؛ نفس نوعی زایش است. فضولاتی از قبیل آب دهان و آب بینی ندارد؛ همه اینها نوعی زایش است. ذات او از قبیل ماده نیست که بالاخره یک چیزی از آن زایش میکند.
تَعالی اَنْ یخْرُجَ مِنْهُ شَیءٌ وَ اَنْ یتَوَلَّدَ مِنْهُ شَیءٌ کثیفٌ اَوْ لَطیفٌ. برتر است از این که از وجود او شیء کثیف یا لطیفی بیرون آید.
و همچنین: وَ لَمْ یولَدْ و لَمْ یتَوَلَّدْ مِنْ شَیءٍ و زاده نشده و به صورت یک شیء کثیف یا لطیف از شیئی بیرون نیامده است. وَ لَمْ یخْرُجْ مِنْ شَیءٍ کما یخْرُجُ الاَْشْیاءُ الْکثیفَةُ مِنْ عَناصِرِها کالشَّیءِ مِنَ الشَّیءِ وَ الدّابَّةِ مِنَ الدّابَّةِ وَ النَّباتِ مِنَ الاَْرْضِ وَ الْماءِ مِنَ الْینابیعِ وَ الـثِّمارِ مِنَ الاَْشْجارِ از چیزی خارج نشده است مانند اینکه چیزی از چیزی پیدا میشود. ذرات اتم همین طور است. اینها که عمر ازلی و ابدی ندارند. میگویند یک اتم در ابتدا مثلا انرژی بوده، بعد به این صورت متکاثف شده است. باز آن انرژی اول مثلا از یک اتمی به این شکل تشعشع پیدا کرده. هرچه که در این عالم است این از دل آن درآمده، آن از دل این درآمده.
بعد فرمود: وَ لا کما تَخْرُجُ الاَْشْیاءُ اللَّطیفةُ مِنْ مَراکزِها و نه مانند اشیاء لطیف که از مراکزشان خارج میشوند. کالْبَصَرِ مِنَ الْعَینِ مثل دیدن از چشم (خود این نوعی زایش است)، شنیدن از گوش، بوییدن از بینی، چشیدن از دهان، سخن از زبان، معرفت از دل و روح، آتش از سنگ. لا، بَلْ هُوَ اللهُ الصَّمَدُ الَّذی لا مِنْ شَیءٍ وَ لا فی شَیءٍ وَ لا عَلی شَیءٍ . او الله است و او صمد است و از چیزی نیست، در چیزی و بر چیزی قرار نگرفته است.
این بود معنی «لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ» و معنی «الصَّمَد»؛ نتیجه چیست؟ مُبْدِعُ الاَْشْیاءِ وَ خالِقُها او ابداع کننده و آفریننده اشیاء است، نه زاینده اشیاء. وَ مُنْشِئُ الاَْشْیاءِ بِقُدْرَتِهِ انشاءکننده اشیاء است از کتم عدم به قدرتش؛ به قدرتش همه آنها را انشاء کرده. و از میان اشیائی که انشاء کرده بعضی از آنها آنچنان که خود او خواسته است متلاشی میشوند، فانی میشوند، ازبین میروند و بعضی که