مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٦٣
یعنی امیر این شهر را فتح کرد؛ و حال آن که امیر، بسا هست که خودش در خیمه نشسته و این سربازها هستند که فتح میکنند.
اینجا هم همین طور است. ما ملَک وحی داریم و ملائکه وحی؛ یعنی در حالی که وحی به وسیله جبرئیل نازل میشود، ملائکهای هم که جنود جبرئیل هستند با او نازل میشوند. و لهذا قرآن اینجا میفرماید: بِاَیدی سَفَرَةٍ. در دست سفیرانی، رسولانی، ملائکهای. کرامٍ که بزرگوار هستند و کریمند. بَرَرَةٍ و نیکعمل و نیکرفتارند. قرآن چنین چیزی است: اِنَّها تَذْکرَةٌ. فَمَنْ شاءَ ذَکرَهُ. فی صُحُفٍ مُکرَّمَةٍ. مَرْفوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ. بِاَیدی سَفَرَةٍ. کرامٍ بَرَرَةٍ. این تذکرات از این مقامات عالی آمده تا به اینجا رسیده. خدای متعال چقدر به بشر عنایت داشته است که این وسیله بیداری را برایش فرستاده! حالا او ناز میکند که من بیدار میشوم، عمل میکنم، یا عمل نمیکنم. میخواهد بیدار شود و عمل کند، میخواهد عمل نکند. عمل کند به سود خودش است، عمل نکند به زیان خودش است.
قُتِلَ الاِْنْسانُ ما اَکفَرَهُ. کشته باد انسان، چقدر کافر است! این نعمت قرآن به این عظمت را، این نعمت بزرگ را، این انسان چقدر کافر است! این مثل همان «مرده باد»ی است که ما میگوییم؛ یعنی یک تعبیر است. وقتی میخواهند نهایت کافرْ نعمتی را ذکر کنند، به این صورت ذکر میکنند.
]با توجه به آیات بعد، در اینجا کافر نعمتی انسان نسبت به [نعمت قرآن و نعمت خلق خودش ]مطرح است.[ این آیات، نظیر آیات اَلرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُرْآنَ. خَلَقَ الاِْنْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَیانَ[١] است که دو نعمت را ـ یک نعمت تشریعی و یک نعمت تکوینی ـ در کنار یکدیگر قرار داده. خدای رحمان قرآن را به بشر تعلیم کرد. این، نعمت تشریعی و هدایتی است. خَلَقَ الاِْنْسانَ انسان را آفرید. عَلَّمَهُ الْبَیانَ به انسان گفتن و بیان کردن و روشن کردن منویات خود به وسیله کلمات و خلاصه نطق را آموخت. در این آیات، اول نعمت قرآن را ذکر کرده و بعد نعمت خلقت را، برای این که اهمیت نعمت قرآن را بیان کند.
اینجا هم بعد از نعمت قرآن میفرماید: مِنْ اَی شَیءٍ خَلَقَهُ چرا انسان فکر نمیکند که خدا او را از چه خلق کرد؟! خدا چه چیزی را به این صورت درآورد، به صورت این عالیترین موجودات عالم؟! مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ از یک نطفهای او را آفرید. فَقَدَّرَهُ بعد او را تقدیر و اندازهگیری کرد، یعنی درجه به درجه، مرتبه به مرتبه او را جلو آورد. مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ. تا اینجا تمام شدن نعمت خلقت انسان یعنی مرحله رحم را بیان میکند که اوّلش نطفه است، بعد در رحم تقدیر میشود، همه اعضا و جوارح تکمیل میشود. بعد دوره دنیاست، بعد دوره بعد از مرگ است. در مورد دوره دنیا
[١] . الرحمن / ١ ـ ٤.