مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٢٢
هر کسی که اول آمد هر چه هست به او بدهید، بعد دومی که بیاید دستتان بسته باشد. اینها با هم منافات ندارند. «نگه داشتن» در آن آیه ناظر به مسئله خرج کردن برای خود نیست. حکم ایثار هیچ وقت منسوخ نیست. البته شرایط فرق میکند، از این جهت که انسانی که میخواهد ایثار کند روح خودش روح ایثارگر است، یک وقت روح همسر و فرزندش هم ایثارگر هست و یک وقت نیست. اگر شما روح خودتان ایثارگر است ولی زن و بچهتان ایثارگر نیستند بلکه به زور میخواهید از جلو آنها بردارید و ببرید ایثار کنید این کارتان کار غلطی است. ولی علی که ایثار کرد، قرص نان زهرا را علی برنداشت ایثار کند، زهرا خودش ایثار کرد، یعنی زهرا روحی هماهنگ با علی داشت. حسن و حسین خودشان این کار را کردند یعنی اگر نمیکردند برای آنها رنج بود. یک وقت هست که فردی در خودش توانایی ایثار و مقدم داشتن دیگران بر خود، و بر خود سخت گرفتن هست ولی در عائلهاش چنین توانایی نیست. در این گونه موارد اگر انسان بخواهد آنچه را که خودش توانایی دارد بر زن و بچهاش تحمیل کند در این صورت عدهای را از بیرون اصلاح کرده، زن و بچه خودش را فاسد کرده است. اگر در روایات آمده است که اگر میخواهی انفاق کنی اول بر عائله خودت انفاق کن، این با آن گونه ایثار منافات ندارد. تو وظیفه داری که اول به عائلهات بدهی. یک وقت عائلهات خودشان مثل شما این قدر گذشت دارند، چه بهتر! ولی اگر شما بخواهید به زور به آنها تحمیل کنید نتیجهاش این است که آنها را فاسد کردهاید. من خودم چنین افرادی را از علمایی که مردمان بسیار زاهد و متقی بودند سراغ دارم. اینها یک مطلب را حساب نکرده بودند و آن این است که آن روحی که او دارد و آن توانایی روحی او را زن و بچهاش ندارند. به زور زهد خودش را به زن و بچهاش تحمیل کرد. بچهها یک یک از خانه فرار کردند و رفتند و فاسد شدند. این که عرض میکنم که موارد فرق میکند، این گونه است. انسان وظیفه دارد که عائله خودش را هم تربیت کند، اول خودش را تربیت کند، از خودش شروع کند، بعد هم عائلهاش را، به طوری که این کارها شکل اختیار و شکل یک عمل عاشقانه را داشته باشد نه شکل یک عمل به زور تحمیل شده را. کاری که به زور تحمیل شود نه تنها اجری ندارد بلکه منشأ فاسد کردن دیگران هم هست. و لذا در روایات به این موضوع زیاد تکیه شده است.
مُتَّکئینَ فیها عَلَی الاَْرائِک لا یرَوْنَ فیها شَمْسآ وَ لا زَمْهَریرآ. بر اریکهها، تختها، سریرها، صندلیها تکیه زدهاند، در آنجا نه خورشیدی میبینند و نه زمهریری. مقصود این است که نه ناراحتی از گرما پیدا میکنند نه ناراحتی از سرما، گرمایی موذی و سرمایی موذی نمیبینند.
وَ دانِیةً عَلَیهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطوفُها تَذْلیلا. و فیءها و سایههای آنجا، درختهایی که بر سر آنها از نزدیک سایه افکندهاند در اختیار آنهاست. چیدنیهای آن درختان رامند برای آنها رام شدنی؛ یعنی حکومت اراده است. مطلبی است در روایات و در مجموع آیات از جمله آیه لَهُمْ ما یشاؤنَ