مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٢٣
فیها وَ لَدَینا مَزیدٌ[١] هر چه بخواهند از آنِ آنهاست و در نزد ما بیش از آنچه بخواهند برای آنها هست. «لَهُمْ ما یشاؤنَ فیها» با توجه به روایاتی که در این بین رسیده و خود آیه هم دلالت میکند، در آنجا فرق میکند با این که بگویند در دنیا فلان شخص مقتدر یا پولدار هر چه را بخواهد برایش فراهم است. مثلا در دنیا اگر بگویند که رئیس جمهور آمریکا هرچه بخواهد برایش فراهم است یعنی هرچه بخواهد وسیلهاش برایش فراهم است، پولش برایش فراهم است، هواپیما برایش فراهم است. اگر چیزی را بخواهد که در آن سر دنیا هم باشد میروند آن جا برایش تهیه میکنند و میآورند. این یک جور است؛ یک وقت هست که خدا میگوید: «هر چه بخواهند برای آنها فراهم است» یعنی همه چیز بستگی دارد به اراده آنها، حتی وسیله نمیخواهد. حدیث عجیبی هست که با یک تعبیر فوقالعادهای آمده. البته اینها صورت رمز را دارد: نامهای در بهشت از خدای متعال به بنده مؤمن میرسد به این عنوان: مِنَ الْحَی الَّذی لایموتُ اِلَی الْحَی الَّذی لایموتُ از زنده جاویدان به سوی زنده جاویدان، از خدا به انسان: بنده من! من آنچه را که بخواهم بگویم بشو، میشود، تو پرتوی از اراده من داری، آنچه را که بخواهی اراده کن، میشود. اینها همه کنایه از این است.
وَ یطافُ عَلَیهِمْ بِانِیةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ اَکوابٍ کانَتْ قَواریرا. قَواریرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّروها تَقْدیرآ. طواف داده میشود، گردانده میشود بر آنها با ظروفی از نقره و با جامهایی شیشهگون، نقرهای شیشهای (یعنی چیزی که از یک نظر به نقره شبیه است و از یک نظر به شیشه) که اندازههای آنها را خود اندازهگیری کردهاند. وَ یسْقَوْنَ فیها کأْسآ کانَ مِزاجُها زَنْجَبیلا. عَینآ فیها تُسَمّی سَلْسَبیلا. از نوعی جام سیراب میشوند که آمیختگی دارد از عطر زنجبیل و آن چشمهای است که نام آن چشمه سلسبیل است. وَ یطوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدونَ بر آنها طواف میکنند ـ یعنی در خدمتشان هستند ـ خدمتکارها و ساقیهایی که از نوع جوانانی هستند مخلّد و جاویدان، یعنی آن طراوت و زیبایی را برای همیشه دارند. ]ناظر است به[ لذتی که چشمشان از جمال زیبا میبرد. اِذا رَأیتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤآ مَنْثورآ اگر آنها را ببینی گویی دُرهایی پراکنده دیدهای. وَ اِذا رَأیتَ ثَمَّ رَأیتَ نَعیمآ وَ مُلْکآ کبیرآ. یعنی با بیان قابل توصیف نیست، این قدر هست که اگر آنجا را ببینی نعیم و مُلک بسیار بزرگ میبینی. خدایی که همه دنیا را میگوید: قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ[٢] ، مُلک یک عبد را یعنی آنچه در اختیار یک بنده در آن عالم است بزرگ توصیف میکند. عالِیهُمْ ثِیابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَ اِسْتَبْرَقٌ وَ حُلّوا اَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقیهُمْ رَبُّهُمْ شَرابآ طَهورآ. فرا گرفته است آنها را جامههایی از ابریشم نازک سبز و جامههای ابریشمین ستبر[٣] ، یعنی جامههای نازکتر و جامههای ضخیمتر. سِوارها،
[١] . ق / ٣٥.
[٢] . نساء / ٧٧.
[٣] . استبرق معرّب ستبر و ستبرج است.