مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠١
این، مسأله قدرت تجریدی ذهن است که در عین تخلیط، تجرید است و مسأله خیلی مهمی هم هست که شبهه معدوم مطلق و مجهول مطلق که قبلًا بیان کردیم [از همین راه قابل دفع است]. میگفتیم آیا «المجهول المطلق لایخبر عنه» قضیه درستی است؟ از مجهول مطلق که نمیشود خبر داد؛ میشود خبر داد [١]؟ از چیزی میشود خبر داد که انسان آن را موضوع قرار میدهد. وقتی موضوع قرار گرفت پس به آن علم دارید، پس مجهول مطلق نیست، لااقل معلومِ من وجه است. پس اگر چیزی مجهول مطلق باشد محال است که بشود از آن خبر داد. درست هم هست. اما وقتی که میگویید «از مجهول مطلق نمیشود خبر داد» الآن دارید از آن خبر میدهید.
جواب این است که این مجهول مطلقی که من از آن خبر میدهم به اعتبار وجودش در ذهن معلوم است و به آن اعتبار که من وجود را از آن تجرید میکنم مجهول مطلق است، و به تعبیر دیگر، به بیان ملاصدرا: مجهول مطلق است به حمل اولی و معلوم است به حمل شایع.
خیلی از این مشکلات و آن تعارضات منطقی که امثال راسل طرح کردهاند ریشه حلش اینجاست. از نظر فلسفی مسأله تجرید و تخلیط به یک بیان، و به بیان دیگر مسأله حمل اولی و شایع است که اینها را که آدم خیال میکند تناقض و تعارض منطقی است حل میکند.
اینجا هم همینطور است. ماهیت تقسیم میشود به ماهیتی که هیچ قیدی در آن اعتبار نشده است حتی قید لابشرطیت، و ماهیتی که در آن قید لابشرطیت اعتبار شده است، و ماهیتی که در آن قید بشرط لائیت اعتبار شده، و ماهیتی که در آن قید بشرط شیئیت اعتبار شده است، و همه اینها اقسام ماهیت هستند در ذهن، و آن ماهیتی که هیچ چیز با آن اعتبار نشده باشد، به اعتباری قسم اول است و به.
[١].- در آخر وجود ذهنی بحث کردیم؟.
استاد: بعد از وجود ذهنی بحث کردیم.