مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - (١) سبق و لحوق یا تقدم و تأخر
اینکه امام جلو است و مأمومین پشت سر او هستند، یا میگوییم امام مقدم است بر مأمومین؛ صفی را که درست پشت سر امام تشکیل شده است «صف اول» مینامیم و میگوییم آن صف مقدم است بر آن صفی که اسمش را «صف دوم» و یا «صف سوم» گذاشتهایم؛ یعنی اگر ما امام را مبدأ قرار بدهیم میگوییم صف اول بر صف دوم تقدم دارد، و یا اگر محراب را مبدأ قرار بدهیم میگوییم امام بر مأمومین تقدم دارد.
اما اگر درِ مسجد را که پشت سر این گروه قرار دارد و در شمال مسجد واقع است مقیاس قرار دهیم و نسبت به آن حساب کنیم، صف آخر میشود صف جلو یا صف اول، و صف اول میشود صف آخر، ولهذا مثلًا امام به یک نفر از افرادی که در صف آخر هستند میگوید شما که جلوتر هستید آن در را ببندید. اینکه میگوید «شما که جلوتر هستید» به دلیل این است که اگر از این طرف حساب کنید و درِ مسجد را مبدأ مقایسه قرار بدهید او جلو است [١].
درمورد شرفها و فضیلتها هم ما این تعبیر را به کار میبریم. مثلًا اگر ما در یک رشتهای دو نفر عالم داریم که یکی از آندو علمش بیش از دیگری است او را «اعلم» مینامیم و میگوییم او که اعلم است مقدم است بر این؛ او جلوتر است از این؛ اعلم مقدم است بر عالم. و یا یک نفر دانشجو را که بهتر از همه دانشجویان یک کلاس درس میخواند و نمره بهتر میآورد میگوییم این دانشجو از همه دانشجویان کلاس جلوتر است و بر همه آنها مقدم است.
در واقع هر جا که یک اسم تفضیل و یک افعل تفضیلی بشود به کار برد و گفت این یکی آن مبدأ اشتقاق را بیشتر از دیگری دارد، تعبیر «تقدم و تأخر» هم به کار برده میشود، مثل «اعلم» وقتی مبدأ اشتقاق را «علم» بگیریم، و مثل «اشجع» و «اتقی» و «اورع» وقتی مبدأ اشتقاق را شجاعت و تقوا و ورع بگیریم.
حتی در مورد مال و ثروت هم ما تعبیر تقدم و تأخر را به کار میبریم. مثلًا این ثروتمندها و میلیاردرهای مهم دنیا را که درنظر میگیرند میگویند که آیا مثلًا فورد.
[١]. شعر مولوی که میگوید:
چون که گله باز گردد از ورود.
پس فتد آن بز که پیشاهنگ بود.
به همین نسبی بودن تقدم مکانی اشاره دارد؛ یعنی وقتی که گروهی به سوی مقصدی حرکت میکنند عدهای جلوهستند؛ همین قدر که مقصد تغییر کند و جهت عوض شود آن که جلو است عقب تلقی میشود و آن که عقب است جلو تلقی میشود.