مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - ٣ امکان اخص
هروقت «ممکن» میگوید این معنی را قصد میکند.
٢. امکان خاص
فلاسفه این را در یک معنی دقیق تری به کار بردند و آن را از عام یعنی از اصطلاح عام مردم به اصطلاح خاص یعنی اصطلاح علمی آوردند. آنها بعد از اینکه به اینجا رسیدند که برای هر شیئی یکی از این سه حالت قابل فرض است که یا وجودش ضروری است یا عدمش ضروری است یا نه وجودش ضروری است و نه عدمش، آمدند آن چیزی را که نه ممتنع است و نه واجب، «ممکن» نامیدند. پس «ممکن» نه این است که فقط ممتنع نیست بلکه یک قید دیگر هم دارد و آن این است که واجب هم نیست. لهذا در اصطلاح خاص یعنی اصطلاح فلاسفه، دیگر به خدا نمیگویند «ممکن الوجود». شریک الباری را میگویند «ممتنع الوجود»، خدا را میگویند:
«واجب الوجود»، مخلوقات عالم را میگویند «ممکن الوجود». منطقیین به این تعبیر میگویند که امکان عام سلب ضرورت است از طرف مخالف، و امکان خاص سلب ضرورت است از دو طرف. وقتی در اصطلاح عام میگوییم این شیء ممکن است، یعنی طرف مخالفش ضروری نیست، چون هر ممتنعی جهت خلافش ضروری است. ولی در امکان خاص سلب ضرورت از هر دو طرف میشود: طرف موافق و طرف مخالف؛ یعنی اگر شما نسبت را موجَب بگیرید، هم از نسبت موجبش سلب ضرورت میشود هم از نسبت منفیاش؛ اگر نسبت را منفی بگیرید باز، هم از طرف مخالفش که مثبت است سلب ضرورت میشود هم از طرف موافقش. از امکان خاص فلاسفه به «امکان ذاتی» تعبیر میکنند که در مقابل «امکان غیری» قرار میگیرد.
٣. امکان اخص
یک اصطلاح دیگری هم در مورد امکان هست که آن را «امکان اخص» مینامند. امکان اخص یعنی چه؟ امکان اخص اصطلاحی است که بیشتر، از منطق به فلسفه آمده است. درباب ضرورت دیدهاند که ما ضرورت ذاتی در مقابل ممکن