مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - ملاک در سبق بالطبع
داریم که وجود یکی متوقف بر وجود دیگری است ولی وجود دیگری متوقف بر وجود آن نیست؛ یعنی اگر اولی وجود داشته باشد باید دومی هم الزاماً وجود داشته باشد ولی الزامی نیست که اگر دومی وجود داشته باشد اولی هم وجود داشته باشد.
به عنوان مثال اگر ما یک مرکبی داشته باشیم که از چند جزء تشکیل شده باشد- مثلًا باید پنج جزء وجود داشته باشد تا این مرکب به وجود بیاید- اینجا از نظر زمانی و مکانی مطرح نیست که حتماً جزء بر کل تقدم دارد که بگوییم جزء زماناً مقدم بر کل است یا مکاناً مقدم بر کل است، و بلکه حتی ممکن است این جزء و کل هر دو در آنِ واحد به وجود آمده باشند، ولی درعین حال جزء در کیان خودش متوقف بر کل نیست اما کل در کیان خودش متوقف بر جزء هست؛ یعنی امکان ندارد برای کل وجود باشد الّا اینکه برای جزء وجود باشد ولی ممکن است برای جزء وجود باشد و برای کل نباشد. پس در موجود بودن، جزء تقدم دارد بر کل؛ ولهذا ما در حسابهای عقلانی خودمان میگوییم: «وُجد الجزءُ فوُجد الکل»؛ نمیگوییم: «وُجد الکلُّ فوُجد الجزء» که البته گفتیم مسأله زمان و مکان در اینجا مطرح نیست.
به همین لحاظ است که عدد یک یا واحد بر هر عددی تقدم دارد. از عدد یک اعداد فراهم میشود. هرعددی عبارت است از مجموعی از واحدها (حال اینکه عدد خودش چه نوع وجودی دارد فعلًا در اینجا مطرح نیست). مثلًا عدد ٢ یعنی واحد و واحد. بنابراین «واحد» بر عددی که از واحد درست شده است تقدم دارد؛ یعنی واحد میتواند وجود داشته باشد و آن عدد وجود نداشته باشد، اما امکان ندارد که آن عدد وجود داشته باشد و واحد وجود نداشته باشد. بنابراین واحد جزء العلة است برای آن عدد؛ «جزء العلّة است» به همین معنا که وجود واحد به تنهایی کافی نیست برای وجود آن مرکب، اما بدون وجود واحد هم آن مرکب فراهم نمیشود [١].
[١]. اینکه همیشه مثال به واحد میزنند برای این است که ممکن است کسی بگوید (این بحث مطرح است و بحث دقیقی است) که شما از کجا میگویید مثلًا ٣ عبارت است از واحد و واحد و واحد؟ در مورد عدد ٢ میتوانید بگویید واحد و واحد میشود ٢، ولی عدد ٣ را از کجا میگویید که واحد و واحد و واحد است؟ نه، ٣ عبارت است از ٢ بعلاوه ١، یعنی اثنان بعلاوه واحد؛ و ٤ عبارت است از اثنان بعلاوه اثنان؛ و همینطور در مورد بقیه اعداد.
حال، این یک بحثی است که در مورد اعداد مطرح است و درباره آن میگویند که نه، حقیقت این است که هر عددی مجموع واحدهاست. درست است که عشره (یعنی ده تا) برابر است با دو پنج تا، اما عشره عین دو پنج تا نیست. حکم عشره این است که برابر است با دو پنج تا، نه اینکه عشره یعنی دو پنج تا.
- حمل شایع است.
استاد: بله، درست است؛ به حمل شایع، هر عشرهای دو پنج تاست نه اینکه اصلًا ماهیت عشره عبارت است از دو پنج بودن. به هرحال این بحثها فعلًا در اینجا مطرح نیست.