مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - بحث « مواد ثلاث » بحث منطقی است یا فلسفی؟
میگیریم، یعنی نظر به صور ذهنی خود ماست (که منطق هم بیشتر به جنبه معقول بودنش کار دارد)، اسم اینها میشود «جهت».
پس در اینجا «جهت» همان «ماده» است و «ماده» همان «جهت» است؛ یعنی از آن جهت که این کیفیات در ذهن است به آنها میگویند «جهت» و از آن جهت که درعین است به آنها میگویند «ماده»، و الّا «ماده» و «جهت» دو چیز نیست.
بحث « مواد ثلاث » بحث منطقی است یا فلسفی؟
در اینجا باید توضیح مختصری را عرض کنیم و آن این است که ما میدانیم که بحث مواد ثلاث، هم در منطق مطرح است و هم در فلسفه. منطقیین در باب قضایا که بحث میکنند قضایا را تقسیم میکنند به قضایای موجّهه و غیرموجّهه، و اقسام ضرورتها و اقسام امکانها را در آنجا ذکر میکنند. از طرف دیگر میبینیم فلاسفه هم در مباحث «امور عامه» اینها را مطرح میکنند. یک مسأله که در آنِ واحد نمیتواند هم به فلسفه تعلق داشته باشد هم به منطق. پس ناچار به دو حیثیت مختلف است.
منطقیین نظرشان به قضیه است از آن نظر که یک امر معقول است [١]. آنها از آن نظر که هر قضیهای درواقع و نفس الامر دارای یکی از این جهات هست مسأله را مورد بررسی قرار میدهند و اختصاص هم ندارد که محمولْ وجود باشد یا غیروجود.
آنجا که میگوییم رابطه بین موضوع و محمول وجوب است یا امکان یا امتناع، به وجودِ تنها کاری ندارند، به مطلق قضایا کار دارند. به قضایایی که مربوط به فلسفه باشد کار دارند، به قضایایی هم که به علوم طبیعی یا علوم ریاضی یا هر علمی از علوم عالَم- همین قدر که از علوم حقیقی باشد و اعتباری نباشد- مربوط باشد کار دارند، و این مطلب را به همه جا توسعه میدهند.
فلاسفه برعکس، نظرشان به خصوص وجود است. در مباحث وجود و عدم (که مباحث عدم به تبع مباحث وجود ذکر میشود) از جمله احکامی که به وجود و عدم مربوط میشود احکام وجوب و امکان و امتناع است که شاید بعدها در همین.
[١]. واضح است که قضیه بودن از خصوصیات ذهن است. در خارج ما قضیه نداریم. اگر در خارج زید قائم است این.
زید و قائم خارجی قضیه نیست. قضیه آن است که مورد تصدیق و حکم قرار میگیرد که ظرفش ذهن است.
بنابراین قضیه از معقولات ثانیه منطقی است.