مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - محل بحث در مسأله جعل
وجود این حرف را گفتیم [١]- علت هم همان یک چیز را به معلول میدهد نه دو چیز را. پس ما نمیتوانیم بگوییم علت دو کار میکند و دو کنش انجام میدهد؛ هم به معلول وجود میدهد و هم ماهیت، زیرا در خارج وجود و ماهیت دو تا نیست.
از طرف دیگر این را هم نمیتوانیم بگوییم که: «علت یک چیز میدهد که نه وجود است و نه ماهیت، چون ما میگوییم وجود و ماهیت هر دو در خارج یکی هستند، پس اساساً یک حیثیت است و اینها اسمهای مختلفی است که ما روی اینها میگذاریم. پس درواقع علت نه وجود میدهد و نه ماهیت، به معنای اینکه یک حیثیتی میدهد که بعد ما اسم وجود روی آن میگذاریم، اسم ماهیت هم میگذاریم». این هم در محل خودش در باب اصالت وجود ثابت شده است که چنین نیست. بالاخره آنچه که تحقق دارد و هم آنچه که از ناحیه علت مجعول است یا عین واقعیت است یعنی حیثیت ذاتش حیثیت واقعیت است یا حیثیت ذاتش حیثیت چیزی است که آن چیز واقعیت دارد، و آن امری که عینیت را تشکیل میدهد باید یکی از ایندو را بالذات داشته باشد و دیگری را بالعرض؛ یعنی یا باید حیثیت ذاتش عین واقعیت باشد، واقعیت محض باشد، و ماهیت در درجه دوم انتزاع ذهن باشد، یا باید حیثیت ذاتش چیزی باشد غیر از واقعیت که واقعیت از آن انتزاع میشود، که این میشود «اصالت ماهیت». بنابراین از ایندو یکی باید عین همان هویتی باشد که مرتبط با علت است و از ناحیه علت افاضه شده است و دیگری باید انتزاع ذهن باشد.
پس قهراً این بحث از یک طرف به بحث «وجود و ماهیت» مربوط میشود، چون بحث بر سر این است که آیا مجعول واقعی وجود است یا ماهیت. همانطور که در باب تحقق، بحث این بود که آیا اصالت از آنِ وجود است یا از آن ماهیت؛ در اینجا یعنی در باب مجعولیت هم بحثْ این خواهد بود که آیا مجعولیت از آنِ وجود است یا از آن ماهیت.
از طرف دیگر این بحث به باب «علت و معلول» مربوط میشود، زیرا جعل.
[١]. حتی ممکن است گفته شود که بحث اصالت وجود مغنی از بحث جعل است، که در جواب این حرف میگویند نه،.
بحث اصالت وجود مغنی از این بحث نیست. البته این دو بحث خیلی با یکدیگر توأم است به طوری که قائل به اصالت وجود در تحقق، قائل به اصالت وجود در جعل میشود؛ ولی درعین حال این دو مسأله از یکدیگر قابل تفکیک است.