مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - حل مسأله امکان استعدادی
و معدومیت را که ما به ماهیت نسبت میدهیم به نحو عرضی و مجازی است. معدوم بالذات عدم است و موجود بالذات هم وجود است و ماهیت به تبع وجود و عدم اتصاف به موجودیت و معدومیت پیدا میکند. پس قهراً امکان موجودیت و امکان معدومیتش هم غیر از آن امکانی است که اصالت ماهیتی قائل بود.
از نظر اصالت ماهیتی امکان ماهیت یعنی امکان موجود بودن واقعی برای آن و امکان معدوم بودن واقعی برای آن. اصالت وجودی هم همین جا مچش را گرفت که:
مگر میشود ماهیتی که در ذاتش نه موجود است و نه معدوم موجود واقعی بشود؟
چیزی میتواند موجود واقعی بشود که موجودیت از حاقّ ذاتش انتزاع بشود؛ ماهیت که موجودیت از حاقّ ذاتش انتزاع نمیشود (که یکی از ادلّه اصالت وجود و بلکه شاید دلیل عمدهاش همین بود) [١].
این حرفها را کسانی مثل صدرالمتألّهین درباب اصالت وجود گفتهاند و حق این بود اینها که به اینجا رسیدهاند متوجه میشدند. اکنون که ما به اینجا رسیدهایم اصلًا نظریهمان درباب موادّ ثلاث بکلی دگرگون میشود. ما مکرر گفتهایم که صدرالمتألّهین از بسیاری از حرفهای خودش آن استنتاجی را که باید بکند نکرده است، و یکی از آن جاهایی که استنتاج نکرده است همین است که بنا بر اصالت وجود امکان ماهیت به آن معنا که اصالت ماهیتیها میگفتند معنی ندارد، چون نسبت موجودیت به ماهیت نسبت بالعرض والمجاز است پس امکان موجودیت و امکان معدومیتش هم به معنی امکان این انتساب مجازی است.
حل مسأله امکان استعدادی
از اینجا وقتی که معنی امکان ذاتی درنظرمان تغییر کرد (زیرا تاکنون به صورت یک امر اصیل به نظر ما میآمد و اکنون حالت شبح متبع وجود را پیدا کرد) مسأله امکان استعدادی و رابطهاش با امکان ذاتی حل میشود.
در امکان استعدادی آن چیزی که ما امکان را به آن نسبت میدهیم دیگر.
[١]. «کیف و بالکون عن استواء قد خرجت قاطبة الاشیاء» که حاجی درباب اصالت وجود ذکر کرد همین برهان بود