مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٥ - خلاصه بحث
آینده موکول میکنیم [١].
[١].- آنچه را که امثال بوعلی در مورد کلی ذاتی گفتهاند که قابل تشکیک نیست و به نحو متواطی بر افرادخودش صدق میکند در مورد کلی عرضی هم میشود گفت.
استاد: نه، در مورد کلی عرضی قضیه برمیگردد به تشکیک حقیقی، مثل همان سفیدی، که مثلًا دو جسم داریم، یکی سفید است و یکی سفیدتر. شیخ و امثال وی اینچنین فکر میکنند که آنجا که دو مصداق داریم که هر دو سفیدند ولی میگوییم یکی سفیدتر است، معنایش این است که این مصداق با سفیدی نسبت دارد، آن مصداق هم با سفیدی نسبت دارد ولی نسبتها یکسان نیست. اما برخلاف آنچه که شیخ و امثال وی میگویند مسأله اینچنین نیست؛ بلکه معنایش این است که خود سفیدی یک وجود قابل شدت و ضعف است؛ یعنی سفیدی میتواند یک وجود شدید داشته باشد و میتواند یک وجود ضعیف داشته باشد (البته بنا بر اینکه سفیدی یک امر عینی باشد و دیگر در مثال مناقشه نکنیم و سفیدی و حرارت و این گونه امور را امور عینی بدانیم). پس باز مسأله برمیگردد به تشکیک حقیقی در وجود سفیدی. ما آن جسمی را میگوییم سفیدتر است که سفیدیاش بیشتر است، یعنی سفیدیاش از نظر وجود شدیدتر است.
- ولی از نظر مفهومی، ما مفهوم کلی را از اشیاء انتزاع میکنیم. بنابراین اگر اشیاء متساویند نسبتشان با این مفهوم هم متساوی است و دیگر تشکیک در نسبت معنی ندارد. پس کلی عرضی هم مثل کلی ذاتی مشکک نخواهد بود.
استاد: این را میدانم؛ نسبتها متساوی است. ما حرفمان این است که نسبتها متساوی است ولی منتسبٌ الیهها خودشان متساوی نیستند.
- بله، در واقعیتشان با هم مساوی نیستند.
استاد: بله، در وجودشان با هم مساوی نیستند. علت تشکیک، متساوی نبودن منتسب الیههاست نه اختلاف خود نسبت. نسبت چه نقشی دارد؟! نسبت یک امر اعتباری انتزاعی است.
- پس در واقع میشود به تعبیر دیگری بگوییم: کلی مشکک نداریم ولی واقعیتها تشکیک پذیرند.
استاد: یعنی ریشه کلی مشکک تشکیک در یک واقعیت است، منتها اینها را کسی به این دقت حساب نکرده است؛ باید رفت و حساب کرد، ولی کلی مطلب همین است که عرض کردم.