مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - تقسیم صحیح
میگوییم: آیا این شیء بزرگتر است یا کوچکتر، تا شیء دیگری را نیاوریم و این را با آن مقایسه نکنیم نه بزرگتری معنی پیدا میکند نه کوچکتری، زیرا بزرگتری و کوچکتری مفهوم نسبی است. باید گفت: بزرگتر از چه؟ و کوچکتر از چه؟.
وجوب بالذات و وجوب بالغیر یک مفهوم غیرمقایسهای است؛ یعنی میگوییم این شیء که دارای وجوب است یا این وجوب را از خودش دارد و یا از خودش ندارد بلکه از بیرون خودش دارد. ولی نمیگوییم که این شیء با مقایسه با شیء دیگر آیا واجب است یا واجب نیست. نه، این شیء وجوب را خودش دارد نه با مقایسه با چیزی، ولی این وجوبی را که خودش دارد یا از خودش دارد یا از غیر دارد. اگر وجوب را از خودش داشته باشد واجب بالذات است و اگر از غیر داشته باشد واجب بالغیر است.
ولی وجوب بالقیاس را گفتیم یک امر مقایسهای است. میگوییم: با فرض وجود آن شیء آیا این شیء وجوب دارد یا نه؟ با مقایسه با آن شیء آیا این وجوب دارد یانه؟ اگر آن شیء وجود داشته باشد آیا این وجوب دارد یا وجوب ندارد؟ این یک امر مقایسهای است؛ وجوبِ نسبی است؛ وجوب قیاسی است و خود اینها هم از آن تعبیر به «وجوب بالقیاس» میکنند.
تقسیم صحیح
پس ما از اول باید تقسیم را به این شکل بکنیم که بگوییم: هریک از این سه معنی یعنی وجوب و امکان و امتناع را یک وقت هست که فی نفسه اعتبار میکنیم و یک وقت هست که لافی نفسه و بالقیاس الی الغیر اعتبار میکنیم. اگر بالقیاس الی الغیر اعتبار کنیم این را وجوب و امکان و امتناع قیاسی مینامند و اگر فی نفسه اعتبار کنیم اینها را وجوب و امکان و امتناع نفسی مینامند. آنگاه وجوب و امکان و امتناع نفسی بر دو قسم است: یا بالذات است یا بالغیر.
آن وقت نتیجه این حرف چیست؟.
نتیجه این است که آن اوّلی که به صورت تقسیم ذکر میکنیم و میگوییم هریک از وجوب و امکان و امتناع بر سه قسم است: بالذات، بالغیر، بالقیاس، آن اصلًا تقسیم نیست، بلکه اشتراک لفظی است و اعتبار است؛ باید به این صورت بگوییم که