مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - امکان استعدادی را گاهی « امکان وقوعی » می نامند
اگر «استعداد» بگویند به شیء مستعد نسبت میدهند، مثلًا میگویند گندم مستعد است و این استعداد را دارد که بوته گندم بشود. اگر «امکان استعدادی» بگویند به «مستعدٌ له» نسبت میدهند، مثلًا میگویند بوته گندم- که آن آینده باشد- امکانی به نام امکان استعدادی در دانه گندم دارد. نمیگویند دانه گندم امکان استعدادی دارد.
بنابراین اگر ما بگوییم گندم امکان استعدادی بوته شدن را دارد این خلاف اصطلاح است؛ باید بگوییم گندم استعداد بوته شدن را دارد و بوته امکان استعدادیای در این دانه گندم دارد [١]. این یک مطلب.
امکان استعدادی را گاهی « امکان وقوعی » می نامند
یک مطلب دیگری در اینجا هست که باز به «اصطلاح» برمیگردد و آن این است که گاهی امکان استعدادی را «امکان وقوعی» میگویند. چون این اصطلاح در کلمات حکما میآید (البته کم استعمال میشود) و در کلمات اصولیین هم هست لذا آن را توضیح میدهیم. اتفاقاً امکان وقوعی هم دو اصطلاح دارد:
١. در یک اصطلاح وقتی امکان وقوعی میگویند مقصود همین امکان استعدادی است.
٢. در اصطلاح دیگر، امکان وقوعی به این معناست که میگویند چیزی را میگوییم امکان وقوعی دارد که از وقوع آن محالی لازم نمیآید یا از عدم آن محالی لازم نمیآید. «ممکن ذاتی» یعنی یک شیئی که بالذات محال نیست یعنی ذاتش مناط امتناع نیست. «ممتنع ذاتی» یعنی چیزی که ذاتش مناط امتناع است. «ممکن وقوعی» این است که یک شیء علاوه بر اینکه خود ذاتش ممتنع نیست مستلزم یک امر ممتنع هم نیست؛ ممکن است یک شیء خودش فی حد ذاته محال نباشد ولی مستلزم یک امر دیگری باشد که آن امر دیگر محال است و غالباً محالها اینجور.
[١].- مابازایش که به هر حال یکی است.
استاد: مابازاء یکی است ولی بالاخره اینها دو نسبت است؛ یعنی این شیء یک نسبت دارد با آن مستعد یعنی با این ذات گندم و یک نسبتی دارد با [آن «مستعد له» یعنی با آن بوته گندم]؛ یک نسبتی با حال دارد و یک نسبتی با آینده. نسبت با حالش اسمش «استعداد» است و بسبت با آیندهاش اسمش «امکان استعدادی» است.