مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٢ - وضعیت شرایط منطقی تناقض
چرا؟ همان «زید ضارب فی الدار» را در نظر بگیرید. «فی الدار» را قید «ضارب» میگیریم. یک وقت میگوییم: «زید لاضارب فی الدار» که باز «فی الدار» را قید «لا ضارب» میگیریم. آیا ایندو نقیض یکدیگرند؟ نه. «ضارب فی الدار» که یک مقید است و «لاضارب فی الدار» که یک مقید دیگری است نقیضین نیستند، شبه ضدین هستند و اینها را «عدم و ملکه» میگویند.
پس نقیض «ضارب فی الدار» چیست؟ «لیس بضاربٍ فی الدار»؛ یعنی نقیض «ضارب فی الدار» نفیی است که نفی، مطلق باشد و منفی مقید. نقیض «زید ضارب فی الدار» «زید لیس بضارب فی الدار» است (که باز «فی الدار» قید همان «ضارب» باشد؛ و قید «لا» نداشته باشد) نه «زید لاضارب فی الدار» که لاضاربیتاش فی الدار است.
نقیض هر چیزی رفع خود اوست. شما میگویید «زید قائم»، نقیضش «لیس زید بقائم» است. اگر گفتید «زید قائم فی الدار» که «فی الدار» قید «قائم» است نقیضش این است: «لیس زید بقائم فی الدار» یعنی زید قائم فی الدار نیست؛ یعنی باز «فی الدار» قید همان منفی باید باشد. اگر بگویید «زید قائم فی الدار یوم الجمعة» باز نقیضش یک «لا» [یعنی سلب] است که همه این قیدها زیر این «لا» قرار میگیرد؛ میگویید: «لیس زید بقائم فی الدار یوم الجمعة» زید قائم در دارِ در روز جمعه نیست، ولی نیستش قیدی ندارد. اما اگر این گونه بگویید: «زید قائم فی الدار» بعد بگویید: «زید لیس فی الدار بقائم» این دفعه اصلًا نقیض نگفتهاید. اگر بگویید: «زید قائم فی الدار یوم الجمعة» بعد بگویید «زید فی الدار یوم الجمعة لیس بقائم» یعنی اینها را به «لیس» بخواهید بزنید، این دیگر نقیض آن نیست، چون نقیض هر چیزی رفع خود اوست. نقیض «زید قائم فی الدار یوم الجمعة» رفع کل این جمله است نه رفع «زید قائم»، که «فی الدار» قید «لیس» قرار بگیرد، «یوم الجمعه» قید «لیس» قرار بگیرد. اگر اینها را اشتباه کنیم دچار اشتباهات فراوان در منطق میشویم.
وضعیت شرایط منطقی تناقض
اینکه در تناقض میگویند: «در تناقض هشت وحدت شرط دان»، در تناقض یک وحدت هم شرط نیست؛ این را برای تفهیم مبتدی میگویند؛ یعنی چه؟