مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩١ - طرح سه اشکال
تحلیل اینهاست؛ نه اینکه آدم باید فیلسوف باشد تا بتواند سه جور اعتبار کند؛ نه، هر ذهن سادهای این اعتبارات را دارد ولی فیلسوف قدرت دارد که این اعتبارات را تحلیل کند.
در مقام حل این اشکال چند جور راه حل گفته شده است. یکی همان راهی که حاجی و امثال او پسندیدهاند و قبول دارند و حرف خوبی هم هست در سطح خودش.
طرح سه اشکال
اینجا ممکن است کسی دو اشکال طرح کند و به اعتباری سه حرف بزند.
یک اشکال همان اشکالی است که از مرحوم آقای بروجردی نقل کردیم. ایشان میگویند اساساً اینجا اشتباه شده و آن اشتباه منشأ این اشکال گردیده، و آن این است که خیال کردهاند این تقسیم مال ماهیت است که سه قسم میشود: لابشرط، بشرط لا و بشرط شیء؛ نه، این را اگر به ماهیت نسبت میدهیم مجازاً نسبت میدهیم. اعتبار عمل ذهن است و این اعتبار ما سه جور است؛ مثل اینکه بگوییم نگاه کردن ما سه جور است. ما سه جور اعتبار داریم که روی ماهیت میآید نه اینکه ماهیت سه جور باشد؛ ماهیت یک جور بیشتر نیست. ماهیت سه جور اعتبار میشود؛ اعتبار سه جور است: اعتباری که اعتبار به نحو لابشرطیت است، اعتبار به نحو بشرط لائی، و اعتبار به نحو بشرط شیئی. حال باید دید که آیا این حرف درست است؟ آیا اصلًا این تقسیم برای ماهیت نبوده و اشتباه شده است؟.
یک اشکال دیگر که در لابلای کلمات خود حکما آمده این است که در واقع ما بجای سه اعتبار چهار اعتبار داریم. آن وقت اشکال دقیقتر و عمیقتر میشود و آن اینکه: یک وقت ماهیت را اعتبار میکنیم بدون اینکه هیچ چیزی را با آن اعتبار کنیم یعنی ذات ماهیت را اعتبار میکنیم؛ نه اعتبار بشرط لائی میکنیم نه اعتبار لابشرطی ونه اعتبار بشرط شیئی، همان خود ذات را اعتبار میکنیم؛ یک وقت ماهیت را بشرط شیء اعتبار میکنیم، یک وقت بشرط لا اعتبار میکنیم و یک وقت لابشرط؛ لابشرط به معنای اینکه ماهیت را با قید اینکه هیچ شرطی ندارد اعتبار میکنیم؛ این خودش یک نوع قید است برای ماهیت. پس چهار جور اعتبار است