مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - مسأله اولویت
عدم؛ با فرض وجود این عامل و با فرض اقتضای این عامل باز وجود و عدم برای این شیء علی السویه است؛ این عامل به تمام وجود خودش حاضر است معذلک [این شیء] باز هم امکان دارد موجود شود و امکان دارد معدوم شود. درحالی که هم امکانِ وجود دارد هم امکان عدم؛ اگر بخواهد وجود پیدا کند همان ترجیح بلامرجحی که در اصل گفتیم در اینجا هم باقی است.
مسأله اولویت
بعضی از متکلمین قدیم و برخی از علمای جدید آمدهاند به یک مسأله دیگر قائل شدهاند و آن مسأله «اولویت» است که مقصودشان در این کار بیشتر توجیه اختیار انسان بوده است. گفتهاند: نه، این حرف حکما را که رابطه علت و معلول یک رابطه ضروری است ما در همه جا قبول نداریم؛ ممکن است در یک جارابطه رابطه اولویت باشد. اکنون این مسأله اولویت را مستقلًا باید مطرح کرد.
بعضیها قائل به «اولویت ذاتی» هستند، یعنی معتقدند یک شیء ممکن در ذات خودش قطع نظر از علت، ممکن است وجود برایش نسبت به عدم اولویت داشته باشد. آنهایی هم که قائل به اولویت ذاتی شدهاند بعضی این اولویت ذاتی را برای وجود شیء کافی دانستهاند، یعنی اصلا ما دیگر علتی نمیخواهیم، که این نظریه اصلا باب علیت را بکلی منسد میکند. بعضی دیگر گفتهاند نه، درعین اینکه اولویت ذاتی هست ولی این اولویت کافی نیست؛ بازهم نیاز به علت هست.
جواب مسأله اولویت ذاتی روشن است. ما بعد از آنکه ماهیت را شناختیم که در ذات خودش «لیس» محض است و در مرتبه ذات خودش جز ذاتش هیچ چیزی بر آن صدق نمیکند و هیچ معنایی بر آن حمل نمیشود و قابل حمل نیست و هیچ چیزی را ندارد غیر از ذات خودش، واضح است که اولویت را هم نمیتوانیم به آن نسبت بدهیم و قائل به اولویتی در آن بشویم. حتی امکان را که ما به ماهیت نسبت میدهیم میگوییم در مرتبه زائد بر ذاتش دارای امکان است (الشّیء قُرِّرَ فَأمْکنَ).
پس مسأله اولویت ذاتی کنار میرود.
ولی درباب اولویت یک نظریه دیگری هست که با مسأله وجوب غیری ما یعنی با مسأله رابطه علت و معلول ارتباط پیدا میکند. گفتهاند چه مانعی دارد که ما