مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦ - خلاصه بحث
تا میرسد به آنجا که «وَاللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحیطٌ [١]» و ذات لایتناهی پروردگار بر همه چیز احاطه دارد که آن وجود لایتناهی است. اینها را میگویند «مراتب طولی وجود».
خلاصه بحث
پس وجود دو سلسله دارد: یک سلسله همین سلسله طولی زمانیای که هر مرتبهاش غایب است از مرتبه دیگر و موجوداتی که در این سلسله واقعند همه در عرض یکدیگر هستند؛ و یک سلسله دیگر سلسله طولیای که مراتب در طول یکدیگر قرار دارند نه در عرض یکدیگر؛ یعنی هر مرتبهای «اقوی وجوداً» است از مرتبه دیگر و در نشئهای بالاتر و عالیتر از آن مرتبه است و آن باز در نشئهای بالاتر و عالیتر از این یکی قرار دارد، یعنی اساساً وجودش قویتر است؛ یعنی اینها از نظر وجودی در یک مرتبه و در یک درجه نیستند ولهذا اینها را میگویند «سلسله طولی» و آنها را میگویند «سلسله عرضی» [٢].
این هم یک مقدمه دیگر که ذکر آن برای بیان نظریه میرداماد لازم بود. این نظریه نیاز به یک مقدمه سومی هم دارد که آن را به درس بعد موکول میکنیم [٣].
[١]. بروج/ ٢٠.[٢].- آیا هیچ شده است که متکلمین به این سلسله طولی ملتزم شده باشند؟.
استاد: نه، ولی اتفاقاً این با شریعت بسیار سازگارتر است و خیلی بیشتر جور درمیآید، زیرا آنچه که درباب ملائک و در باب این عوالم گفته شده است با حرف حکما خیلی بیشتر منطبق است تا با حرف متکلمین.
[٣].- آیا میتوانیم بگوییم که لااقل در بعضی موارد که در قرآن کلمه «سماء» و «نزول» آمده است اشاره به همین سلسله طولی است؟.استاد: مسلماً چنین است. شک ندارد که «سماء» در قرآن [به معانی] مختلف آمده است و بسیاری از جاها که کلمه «سماء» آمده است بدون شک به این معناست.
- ... [سؤال در نوار مفهوم نیست].
استاد: ... شما اگر در این قطعه از زمان باشید دیگر در آن قطعه قبلش نیستید. اگر در آنجا باشید دیگر در اینجا نیستید. اگر هم یک شیئی باشید که در هر دو جا وجود داشته باشید وجود شما یک وجود کششدار است؛ قسمتی از وجود شما در آنجاست و قسمتی از