مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - معمای بزرگ شناخت
حجم یک اتاق به من نشان میدهد. اما اینها مثالهایی است که از یک جنبه انسان را به مطلب نزدیک میکند و از جنبه دیگر دور میکند، زیرا اینطور نیست که همین امر جزئی بیاید در خیال بزرگتر بشود، بعد بیاید در عالم عقل بزرگتر بشود؛ نه، این امر جزئی وقتی که در خیال میآید یک شکل پیدا میکند، در عقل که میآید کلی همین امر جزئی میآید، یعنی به صورت کلی تصور میشود، نه اینکه حجمش بزرگتر میشود.
بزرگتر شدن حجم نیست، بلکه این به صورت کلی و به صورت یک معنایی درمیآید که شامل این و هزارها و میلیونها فرد دیگر مثل این میشود.
- استاد! اینکه الآن شما فرمودید این عالم خارج یک درجه وجودی دارد به نام درجه وجود مادی و این شناسایی علمی ما یک مرحله وجودی بالاتری است که همان درجه وجود ذهنی است. در اینجا این سؤال پیش میآید که مناط وحدت ایندو چیست؟ اگر اینها دو درجه وجودند چه ربطی به هم دارند، یک عالمی اینجاست و یک عالمی آنجا.
استاد: نه، این اتفاقاً از مسائل خیلی خوب است. مسأله «تطابق عوالم» است که برمیگردد به مسأله وجود و اشتراک وجود و وحدت وجود و سنخیت وجود.
- آن وقت آیا این مخالف اعتباریت ماهیت نیست؟ چون شما میگویید با همان ماهیتی که در خارج داشت در ذهن موجود میشود.
استاد: نه، اتفاقاً موافق است؛ موافق با اعتباریت ماهیت و موافق با اصالت وجود است.
این مطلب با این بیان و در این حد در کلمات هیچیک از فلاسفه نیامده است مگر در کلمات ملاصدرا که آن هم ریشهاش در حرف عرفاست؛ یعنی اصل مطلب که مسأله «حضرات خمس» یا حضرات پنجگانه است و اینکه این حضرات در یکدیگر حضور دارند و با یکدیگر تطابق دارند یعنی حضور هر عالمی در عالم دیگر، از عرفا گرفته شده است. این مسأله پیدایش حس و خیال و عقل در ما، نه این است که اگر میگوییم این مجرد است و آن مادی، اینها یک اموری هستند بسیار متباین با یکدیگر؛ نه، اصلا وجود یک سیر نزولی کرده و آمده است تا حد ماده بودن، دومرتبه یک سیر صعودی میکند، میرود بالا. همانطور که وقتی از بالا آمده است، از هر درجهای که نزول پیدا کرده است به درجه دیگر و باز از درجهای به درجه دیگر و از درجهای به درجه دیگر، خود آن درجات به این شکل است که هر درجه بالا محیط است بر درجات مابعد خودش، بعد هم که صعود میکند و بالا میرود، در هر مرتبهای که قرار گیرد حکم آن مرتبه قوس نزولی خودش را پیدا میکند، یعنی میتواند بر مادون خود احاطه پیدا کند. خیلی حرف عالی و بلندی است.
- انشاء اللَّه اگر در آخر همین بحث شناخت یک جلسه به تکمیل این بحث اختصاص داده شود خوب است.
استاد: این مطلب باید برسیم تا دربارهاش بحث کنیم. در جای خودش که رسیدیم بهطور کاملتر بحث خواهیم کرد. در «الهیات» به این مسأله میرسیم.
- این مسأله را در الهیات داریم؟