مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - ٢ سبق بالرتبه
سعدی بر حافظ مقدم است؛ چرا؟ چون سعدی در قرن هفتم بوده است و حافظ در قرن هشتم، و قرن هفتم بر قرن هشتم مقدم است، پس سعدی بر حافظ مقدم است.
این یک نوع تقدم و تأخری است که به هر حال هست و ذهن انسان آن را درک میکند.
٢. سبق بالرتبه
نوع دوم از سبق را «سبق بالرتبه» مینامند که مقصود سبق به ترتیب است. سبق به ترتیب- که البته این سبق اختصاص به مکان ندارد- در جایی است که شیئی (مثل الف) داشته باشیم که آن را به عنوان مبدأ درنظر بگیریم یعنی مبدئیت برایش اعتبار کنیم [١] و دو شیء دیگر (مثل ب و ج) داشته باشیم که با شیء اول (الف) نسبت داشته باشند ولی در این نسبتی که این دو شیء با شیء اول دارند (که این یک نسبت مشترک است یعنی نوعِ همین نسبتی را که ب با الف دارد ج هم با الف دارد) سهم ب بیش از ج باشد. در اینجاست که میگوییم ب در این نسبت با الف، تقدم دارد بر ج؛ یعنی با الف، هم ب نسبت دارد هم ج (یک نسبت مشترک دارند) و آنچه از این نسبت، ج با الف دارد ب هم با الف دارد ولی ب با الف از همان نسبت مشترک چیزی دارد که ج ندارد.
در واقع مطلب از این قرار است که ایندو یک نسبت مشترک دارند و در عین حال امتیازی در کار هست ولی امتیاز هم در همان مابه الاشتراک است نه اینکه امتیاز در یک امر دیگری باشد. یک وقت دو چیز در یک امر با هم اشتراک دارند و در امر دیگر از یکدیگر امتیاز دارند؛ و یک وقت نه، دو چیز در یک امر با هم اشتراک دارند و در همان مابه الاشتراک از یکدیگر امتیاز دارند که ناچار باید یک امری باشد قابل شدت و ضعف؛ یعنی این یکی آن را به نحو اشد دارد و آن دیگری همان را به نحو اضعف دارد. البته میدانیم که شدت و ضعف، یک امر اضافه بر یک شیء نیست.
[١]. بعداً بیان خواهیم کرد که چرا میگوییم «مبدئیت برایش اعتبار کنیم».