مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - وجود فی نفسه، وجود لافی نفسه
منظومه هم این بحث بیاید که اینها همه ضرورتها را ناشی از «وجود» میدانند و همه امتناعها را به «عدم» برمیگردانند و همه امکانها را به «ماهیت». مباحث ماهیت و مباحث عدم هم که بالتبع جزء مباحث وجود است. اینها نظرشان به این جهت است.
اقسام وجود
حاجی در مقدمه بحث مواد ثلاث (وجوب و امکان و امتناع) به تبع دیگران لازم دانسته است که مطلبی را ذکر کند و آن مطلب تقسیم وجود است به وجود رابط و رابطی و نفسی، و بعد هم تقسیم وجود نفسی است به اقسامی. میگوید: «إنّ الوجودَ رابطٌ وَ رابطی- ثُمّتَ نفسی ...». در این شعر میگوید وجود بر سه قسم است: یا رابط است یا رابطی یا نفسی. این تقسیمی که در ابتدا میکند گویی یک تقسیم سه شاخهای است در عرض یکدیگر. همانطور که میگوییم کلمه بر سه قسم است:
اسم است و فعل است و حرف، در اینجا هم گفتهایم وجود بر سه قسم است: یا نفسی است یا رابط است یا رابطی. این تقسیمی است که در بیت اول ذکر کرده است. بعد در بیتهای بعد توضیحی میدهد که اگر یک مقدار از این جهت ابهام و ایهامی هست آن ابهام یا ایهام برطرف میشود؛ به این شکل که میگوید وجود بر دو قسم است: یا «وجود فی نفسه» است یا «وجود لافی نفسه». مقصود از فی نفسه و لافی نفسه چیست؟
وجود فی نفسه، وجود لافی نفسه
فی نفسه و لافی نفسه همان است که در علوم ادب از آن تعبیر میکنند به معنای اسمی و معنای حرفی، که یکی از بزرگترین تقسیماتی که در دنیا شده است همین تقسیم کلمه است به اسم و فعل و حرف، و نیز تقسیم معانی است به همین تقسیم؛ به این ترتیب که یک معنا و مفهومی که در ذهن پیدا میشود یک وقت هست در مفهومیت استقلال دارد، مفهومی است که ذهن میتواند آن را مستقل از مفهومهای دیگر تصور کند، یعنی در تصور احتیاج به تصور شیء دیگر ندارد که اگر آن دیگری نباشد تصور نشود. اسماء و معانی اسماء همه از این قبیل هستند. مثلًا اگر نام زید را