مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - مقایسه « حدوث دهری » میرداماد با « حدوث ذاتی » فلاسفه
به عدم دهری. این بود خلاصه و چکیده و روح نظریه میرداماد در مورد حدوث دهری.
مقایسه « حدوث دهری » میرداماد با « حدوث ذاتی » فلاسفه
پس حدوث دهریای که میرداماد بیان کرد با حدوث ذاتیای که فلاسفه- از قبیل بوعلی و امثال وی- میگفتند خیلی تفاوت پیدا کرد. حدوث ذاتی بوعلی مسبوقیت وجود شیء به امکان ذاتی بود نه به عدم خود شیء؛ مسبوقیت وجود به یک نیستیای بود ولی آن «نیستی» نیستی خودش نبود، بلکه نیستی وجوب و نیستی ضرورت بود. ولی حدوث دهری میرداماد مسبوقیت وجود شیء است به عدم واقعی خودش ولی عدم دهری. او ثابت کرد که عدم واقعی شیء یعنی عدمی که عدم خودش باشد و عدمی که ما میتوانیم به آن نسبت دهیم منحصر به عدم زمانی نیست، عدم دهری هم واقعاً عدم است.
در اینجا بحث حدوث دهری میرداماد تمام میشود [١]. بعد به بحث دیگری.
[١].- سؤالی در اینجا برای بنده مطرح است و آن اینکه ربط مقدمه اول با سخن میرداماد چیست؟ البته میشود ربط آنها را با یکدیگر استنباط کرد ولی ارتباط مستقیمش را در یکی دو جمله بیان بفرمایید.
استاد: رابطهاش خیلی روشن است. وقتی که ما درباب حدوث زمانی میگوییم حدوث زمانی عبارت است از مسبوقیت وجود شیء به عدم زمانی آن شیء، یعنی وجودش در این زمان است و عدمش در زمان پیشین است (همان عدمی که قبلا گفتیم که به چه نحو انتزاع میکنیم)، پس زمان را ما به عنوان «ظرف» اعتبار کردهایم؛ میگوییم وجود این شیء در این زمان است و عدمش در زمان پیشین است. حال میخواهیم ببینیم که آیا این ظرفیت که با کلمه «در» از آن تعبیر میکنیم منحصر به زمان است یا هر موجودی در هر مرتبهای یک وعائی و ظرفی متناسب با مرتبه خودش دارد؟ جواب این است که موجود دهری هم همان دهر، وعاء اوست؛ برای اینکه ظرف و وعاء هرچیزی همان نحوه وجود اوست و وجود جدا و مستقلی نیست. زمان، یک موجود مستقلی در مقابل خود اشیاء زمانی نیست؛ زمان درواقع نحوه وجود اشیاء زمانی است. این دیگر یک مطلبی است که در محل خودش ثابت شده است که زمان، یک چیزی جدا از موجودات زمانی نیست بلکه نحوه وجود ماست، یعنی بیرون از وجود ما نیست. دهر هم عبارت است از همان نحوه وجود دهری.
بنابراین در اینجا این اشکال برایتان پیش نیاید که: بسیار خوب، ما قبول میکنیم که موجود ناسوتی در مرتبه ملکوت وجود ندارد اما اینکه یک موجود ناسوتی در مرتبه ملکوت وجود ندارد نمیتواند مصحح معنی حدوث باشد، چون حدوث عبارت است از مسبوقیت وجود شیء به عدمش، یعنی وجودش در یک ظرفی است که قبلًا عدمش در آن ظرف بوده است، پس ما برای عدمش هم باید ظرف اعتبار کنیم.
جواب این است که ظرفیت هرچیزی به حسب خود همان چیز است. برای وجود هر موجودی وعاء و ظرفی است: موجودات زمانی ظرفشان زمان است و موجودات دهری ظرفشان دهر است.
هر موجودی همان مرتبه وجود خودش برای او ظرف است.